تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
( 116 )
( فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ وَ كانُوا مُجْرِمِينَ )
: ( چرا از نسلهاى قبل از شما جز عدّه كمى از آنها كه نجاتشان داده بوديم ، بقيه از فساد و تبهكارى در اين سرزمين نهى نكردند و كسانى كه ستم كردند پيرو لذتهاى مادّى شدند و ايشان تبهكار و مجرم بودند ) ، ( لولا ) به معناى ( هلّا ) است كه تعجّب آميخته به سرزنش و توبيخ را افاده مىكند و معناى آيه اين است كه چرا ملل و اقوامى كه قبل از شما بودند ، جز عدّه كمى كه نجاتشان داديم ، باقى نماندند و چرا از فساد در زمين جلوگيرى نكردند و امر به نيكى ننمودند تا امّت خود را از عذاب و هلاكت نجات دهند و اكثريّت كسانى كه نجات يافتند مردمى ستمكار بودند كه پيرو لذايذ مادّى بوده و غرق در مال‌اندوزى و شهوترانى و جاه طلبى شده و در نتيجه به جرم و گناه آلوده شده بودند . لذا مردم باقيمانده از اقوام سابقه دو صنف هستند ، اوّل ) نجات يافتگانى كه خداوند آنها را از هلاكت رهانيده ، و دوّم ) ستمكاران و مجرمين . ( 117 )
( وَ ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ )
: ( و پروردگارت را نسزد كه اهل آباديهايى را كه شايسته كار و اصلاحگرند به ستم نابود كند ) ، يعنى سنّت خداى متعال چنين نبوده كه اگر اهالى آباديها مردمى شايسته و اصلاح طلب باشند ، آنها را هلاك كند ، چون اين عمل ظلم است و پروردگار تو به احدى ستم نمىكند
( لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً )
« 1 » ، پس عبارت ( بظلم ) قيد توضيحى است . و از اين آيه استفاده مىشود كه سنّت الهى همواره بر هلاكت اقوامى قرار گرفته كه اهل فساد بوده و به بندگى غير خدا اشتغال داشته و به گناه شرك و ظلم و فساد آلوده بوده‌اند .
هامش
( 1 ) - سوره كهف ، آيه 49 .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 415 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر