يك نوع اعتمادى است كه ناشى از ميل و رغبت نسبت به آنان باشد ، حال اين اعتماد چه در اصول دين باشد ، مثل اينكه انسان پارهاى از حقايق دين را كه به نفع آنهاست بگويد و نسبت به آنچه به ضرر ايشان است سكوت كرده و افشاء نكند و چه در خصوص حيات دينى باشد ، مثلا به ستمكاران اجازه دهد تا به نوعى كه دلخواه آنهاست در ادارهء امور جامعه مداخله كنند و ولايت امور عامه مردم را به دست بگيرند و چه به صورت دوستى نسبت به آنها باشد كه منجر به آميزش و مجالست با آنها شود و در نتيجه در شئون حياتى آن فرد و به تبع آن در جامعه تأثير سوء بگذارد .
لذا آيه شريفه از همنشينى و نزديكى با ستمكاران نهى مىنمايد ، چون مصاحبت با آنها باعث رضايت به اعمال ايشان و تشبّه به آنان و اطاعت از راه و روش آنها مىگردد و مراد از افراد ستمكار آن عدّه از مردم هستند كه حالشان در ظلم و ستم ، حالت همان كسانى باشد كه خداوند در آيات سابق داستانشان را ذكر نموده ، يعنى افراد مكذّبى كه دعوت الهى را ردّ كرده بودند .
به هر جهت مىفرمايد : تمايل شما نسبت به آنان موجب جهنمى شدن شما مىگردد ، چون اعتماد و تمايل به آنها ظلم است و عاقبت ظلم هم دخول در آتش و تماس با آن است ( گويا ظلم خود آتش است و لذا تمايل و ركون به ظلم ، تماس با آتش خواهد بود ) .
و در ادامه مىفرمايد حالت شما در آن آتش چنان است كه هيچ ياورى غير از خدا نداريد تا براى شما شفاعت كند و آنگاه هر چه خدا را بخوانيد ، شما را اجابت نمىكند و ياريتان نمىنمايد ، در نتيجه ابدا يارى نمىشويد و سرانجام كارتان نااميدى و خسران و خذلان خواهد بود .
( 114 )
( وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرِينَ )
: ( نماز را در دو طرف روز و پاسى از شب به پا دار ، بدرستى كه نيكيها بديها را از بين مىبرد ، اين تذكّريست براى آنان كه اهل ذكرند ) ، دو طرف روز ، به معناى صبح و عصر است و
( زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ )
يعنى ساعاتى از شب كه نزديك روز باشد .