تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
الْمُرْسَلِينَ )
« 1 » ، ( به زودى از اقوامى كه پيامبرانى بسويشان فرستاده شد ، پرسش خواهيم كرد و از آن پيامبران كه ارسال شدند نيز پرسش مىكنيم ) و از طرف ديگر جز او كيفر هم از حكم داورى و جدايى حق و باطل تخلّف ناپذير است ، پس داوريى كه دامنه‌اش از ابتدا تا انتهاى بشريت گسترده باشد ، جز در روزى كه اوّلين و آخرين بشر همه در يك جا جمع باشند ، صورت نمىگيرد ، لذا دنيادار عمل ، برزخ‌دار آماده شدن براى حساب و جزا و آخرت دار حساب و جزاست . ( 104 )
( وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ )
: ( و آن را جز براى مدّتى معين تأخير نمىاندازيم ) ، يعنى براى وقوع اين روز اجل و سرآمديست كه هرگز قبل از رسيدن آن محقّق نخواهد شد و هيچ كس نمىتواند حكم خدا را تأخير بياندازد و قضاى او را برگرداند و خداوند نيز هرگز وقوع آن را تأخير نخواهد انداخت . ( 105 )
( يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ )
: ( روزى كه بيايد هيچ كس جز به اذن او سخن نگويد و برخى از آنان بدبخت و بعضى خوشبخت هستند ) يعنى روزى كه آن اجل براى قيامت سر برسد هيچ كس در آن روز قدرت تكلّم نخواهد داشت جز آنكه خداوند به او اجازه بدهد و كلامش هم به اذن خداست ، يعنى در قيامت مانند دنيا نيست كه گفتن هر كلامى خواه آن كلام از نظر تشريعى مجاز باشد يا نه ، آزاد باشد . و اصولا در عالم وجود هيچ حادثه‌اى در هيچ وقتى اتّفاق نمىافتد جز به اذن خدا ، امّا در قيامت همه اسبابى كه انسان آنها را مستقل مىپنداشت منقطع و ساقط مىشوند ، در اين هنگام است كه ستارگان علل خيالى فرو ريخته و اخترانى كه پندارها و اوهام را در ظلمات هدايت مىكرد خاموش و زايل مىشوند ، و براى هيچ مالكى در ملكش
هامش
( 1 ) - سوره اعراف ، آيه 6 .