اولى الامر نيز بخشيده و همچنين همهء افراد امّت حق امر به معروف و نهى از منكر دارند و خداوند اين حق را به آنان عطا نموده و لذا امّت در برابر كلمه حقّى كه از ناحيه خدا ، رسول ، اولى الامر و اهل ايمان صادر مىشود هيچ حريّتى ندارند ، نه آنكه حريّت داشتهاند ، امّا رسول و اولى الامر يا مثلا فقها آن را از ايشان سلب نموده باشند ، همچنانكه مىفرمايد ،
( وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ )
« 1 » .
( 89 )
( وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ )
: ( و اى قوم من دشمنى و مخالفت با من موجب نشود كه شما به همان سرنوشتى كه قوم نوح يا قوم هود و يا قوم صالح گرفتار شدند ، دچار شويد و قوم لوط از شما چندان دور نيست ) ، ( جرم ) يعنى هر اكتساب ناپسند و مكروه ، و ( شقاق ) يعنى مخالفت و دشمنى ، و معناى آيه روشن است و حضرت شعيب عليه السّلام خطاب به آنها مىفرمايد زنهار كه مخالفت و دشمنى شما با شخص من و دعوت من باعث نشود كه نظير بلايايى كه بر اقوام سلف نازل شد بر شما نيز نازل شود ، عذاب قوم نوح عليه السّلام كه غرق شدن با طوفان عالمگير بود ، عذاب قوم هود عليه السّلام باد عقيمى بود كه همه را در زير تودهء خاك دفن كرد و مصيبت قوم صالح عليه السّلام صيحه آسمانى و زمينلرزه بود و مصيبت قوم لوط هم شامل زلزله ، بارش سنگ و صيحه آسمانى بود و از آنجا كه فاصله زيادى از نظر زمانى بين قوم شعيب عليه السّلام و قوم لوط عليه السّلام وجود ندارد ( چيزى كمتر از 3 قرن ) لذا حضرت شعيب عليه السّلام قوم خود را نسبت به عاقبت آنان تذكّر مىدهد .
( 90 )
( وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ )
: ( و از پروردگارتان
هامش
( 1 ) - سوره احزاب ، آيه 36 ، ( براى هيچ مرد و زن مؤمنى ، زمانيكه خدا و رسولش حكمى برانند حق اختيارى در امورشان نيست ) .