تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
مالك و خالق و مدبّر شماست چنين احكامى را به من وحى نموده و شما به حكم عقل و به حكم بندگى بايد به امر او گردن نهيد و سرانجام بسوى او باز مىگرديد و من هم هدفى جز اصلاح ندارم و تا آنجا كه بتوانم در راه دعوت شما به مصالحتان كوشش مىكنم و در اينجا فعل
( أُخالِفَكُمْ إِلى )
به معناى ميل كردن و تمايل است ، يعنى در ادامه حضرت شعيب به آنان مىفرمايد : من نمىخواهم با شما مخالفت نموده و به آن چيزى كه شما را از آن نهى كرده‌ام متمايل شوم و من براى حفظ مصالح جامعه ، شما را از اين موارد نهى مىكنم و از آنجا كه من فردى از افراد جامعهء شما هستم اقتضاء مىكند كه در طلب مراعات و حفظ حقوق در اجتماع شما باشم و اصلاح اقتضاء مىكند كه هر فرد جامعه در رسيدن به خواسته نفسانى خود مطلقا آزاد نباشد ، بلكه انسان اجتماعى هميشه از بعضى حقوق خود چشم‌پوشى مىكند تا بقيّه افراد اجتماع نيز به گونه‌اى به آزادى خود برسند ، و آنگاه فرمود : توفيق من فقط بدست خداست ، يعنى هر استطاعتى كه در راه اصلاح شما به انجام مىرسانم ، تنها از ناحيهء خداى سبحان است كه توفيق انجام اين اعمال را به من داده و من تنها بر او توكّل مىكنم و همه تدابير امور خود را تسليم او مىنمايم و من به سوى او باز مىگردم . توضيح آنكه انسان در اعمال خود مختار است ، امّا از آنجا كه انسان هر عملى انجام دهد بيرون از خواست خدا و مشيّت او نيست ، پس در واقع انسان اگر عمل خير انجام دهد ، خداست كه اور را موّفق به انجام آن خير نموده و به او توفيق بندگى و اطاعت خويش را داده و اگر هم مرتكب معصيّت شود به علّت آنست كه خداى متعال او را به حال خودش رها كرده و بين او آن معصيت حائل نشده ، يعنى خداوند او را يارى نكرده و موفّق بر ترك آن عمل ننموده و كارى موافق دستور خدا انجام نداده است . پس در هر حال خداست كه به انسان در انجام اعمالش توفيق مىدهد و از طرف ديگر انسان تا جايى آزاد است كه اعمالش با احكام خداوند كه حاكم على الاطلاق است مخالفت نداشته باشد و خداوند كه حاكم و مدبّر است اين اختيار را به رسولان و