عاد به پروردگارشان كفر ورزيدند و بدانيد كه عاد ، قوم هود از رحمت حق بدورند ) ، يعنى به جهت همان خصائص ناپسند ، لعنت ( دورى از رحمت حق ) در همين دنيا و در قيامت آنها را دنبال كرد و مصداق اين لعنت همان عذابى بود كه به آنان رسيد و شايد هم مصداق آن گناهان و اعمال زشتى باشد كه تا روز قيامت عليه آنان در نامه اعمالشان نوشته مىشود ، چون تا قيامت هر مشركى كه پيدا شود گناهش به حساب آنها نيز نوشته مىشود ، زيرا آنها سنّتگذار كفر و شرك بودند و قرآن دربارهء همه سنّتگذاران فرموده است
( وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ )
« 1 » ، ( آنچه را پيش فرستادند و آثار آنان را ثبت نموده و مىنويسيم ) ، و در قيامت نيز عذاب جاودان حقّ به آنان خواهد رسيد و به جهت انكار و كفرشان همواره از رحمت حق دور خواهند بود .
[ آيهء ( 68 - 61 ) استدلال بر عدم جواز عبادت غير خدا ، ماجراى حضرت صالح عليه السّلام و قوم ثمود ]
( 61 )
( وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ )
:
( و به سوى ثمود برادرشان صالح را فرستاديم كه فرمود : اى قوم من ، خداى واحد را بپرستيد كه جز او براى شما معبودى نيست او شما را از زمين ايجاد كرد و شما را به آبادانى آن گماشت ، پس از او طلب آمرزش كنيد و بسوى او بازگرديد ، همانا پروردگار من نزديك و اجابت كننده است ) ، همانند آيهء سابق كه در مورد حضرت هود عليه السّلام بود در اينجا نيز حضرت صالح عليه السّلام را برادر قوم ثمود ناميده چون او از همان قبيله بوده و نياى مشترك داشتهاند و باز براى تشويق و تحريض آنها بر ايمان ، ايشان را با لفظ ( اى قوم من ( يا قوم ) خطاب نموده و آنها را به عبادت خداى واحد دعوت مىنمايد و آنگاه عبادت را در او منحصر نموده و مىفرمايد ، اصولا جز خدا معبودى براى شما نيست ، چون اوست كه شما را از زمين و موّاد زمينى آفريد و آنگاه شما را هدايت و تكميل
هامش
( 1 ) - سوره يس ، آيه 12 .