تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
مهلت ندهيد ، اين سخن آن حضرت در مقام تحدّى و به منظور تعجيز آنهاست تا بدانند كه اگر بتهايشان داراى علم و قدرت و اراده بودند مىتوانستند از آن جناب انتقام بگيرند و همچنين خود آنها كه مردمى نيرومند و قهرمان بودند ، بيانديشند كه اگر آن حضرت از جانب خداى متعال تأييد نمىشد و در ادعّايش صادق نبود بايد به آسانترين وجه مىتوانستند او را از بين برده و وجودش را از خود دفع نمايند . لذا اين كلام آنحضرت دليلى بر حقانيّت او و بطلان عقايد آنهاست و لذا مشتمل بر يك حجّت عقلى و دليل قاطعى بر بطلان الوهيّت شركاء و آيتى معجزه‌آسا براى تأييد صحّت رسالت آن حضرت مىباشد . ( 56 )
( إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ )
: ( من بر خدا ، پروردگارم و پروردگار شما توكّل مىكنم ، هيچ جنبنده‌اى نيست جز آنكه زمام اختيارش به دست اوست ، همانا پروردگار من بر صراط مستقيم است ) ، از آنجا كه در گفتار سابق آن جناب دو احتمال وجود داشته ، يكى اينكه نشانه‌اى باشد بر درستى رسالت آن حضرت و بر اينكه كفّار هيچ كارى بر عليه او نمىتوانند بكنند و ديگر اينكه آن حضرت از كفّار ترسى ندارد هر چند كه آنها قادر بر نابود كردن او باشند . و لذا آنحضرت براى آنكه احتمال دوّم را نفى كند در ادامهء گفتار خود مىفرمايد : من در كار خودم به پروردگارى توكّل كرده‌ام كه مدبّر امور من و شماست و براى آنكه بفهماند كه آنها هيچ كارى نمىتوانند بكنند اضافه كرد ، او خدايى است كه هيچ جنبده‌اى نيست جز آنكه پيشانيش به دست خداست يعنى زمام امورش در دست اوست و خداوند نهايت تسلّط و كمال قدرت و احاطه را بر تمام مخلوقات خود دارد و لذا همواره حق را تأييد نموده و باطل را مفتضح مىسازد و شما و خدايانتان هرگز نمىتوانيد بر خلاف ارادهء خدا به من آسيبى برسانيد يا دين حق را نابود سازيد ، پس خداى من كه بر طريقت مستقيم است هرگز از آن تخلف نمىكند و سنّت عادلانهء خود را در تأييد دين حقّ جارى
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 375 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر