تأسف و حسرت داشته باشد و اين كلام تسليتى است از جانب خداوند براى پيامبرش .
چون نوح عليه السّلام حدود هزار سال در ميان قومش زندگى كرد و آنها را به دين حقّ دعوت نمود ، امّا در تمام اين مدّت جز يك عدّه اندك كسى به آن حضرّت ايمان نياورد و در اين كلام اشارهاى هست كه به زودى لحظه قضا و حكم جدايى بين آن جناب و قومش فرا رسيده و لذا تأسف به حال آنها سودى ندارد .
( 37 )
( وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ )
: ( و به دستور ما و زير نظر ما آن كشتى را بساز و دربارهء كسانى كه ستم كردند ، با من سخنى به وساطت مگو كه آنان غرقشدنى هستند ) ، ( فلك ) يعنى سفينه يا كشتى و ( اعين ) جمع ( عين ) به معناى چشم است و علّت به كار بردن اين تعبير كه فرمود ، ( در برابر چشمان ما كشتى را بساز ) به جهت تأكيد در مراقبت و كنايه از نظارت خداوند بود و مراد از ( وحى ) در اين آيه هدايت عملى خداوند به وسيله تأييد روح القدوس است كه به نوح اشاره كند كه كشتى را چطور بسازد و چگونه عمل كند ، همچنانكه در مورد امامان آل ابراهيم فرموده است
( وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ )
« 1 » ، ( و ما وحى كرديم به ايشان كارهاى خوب و به پا داشتن نماز و دادن زكات را و آنها عبادتكنندگانى براى ما بودند ) .
و اينكه فرمود : با من دربارهء ستمكاران سخن نگو ، يعنى از من مخواه كه عذاب را از اينها منصرف گردانم ، چون قضا و حكم غرق شدن بر عليه آنها رانده شده و امرى حتمى است كه به هيچ وجه باز نمىگردد و لذا اينها محكوم به غرق شدن هستند .
( 38 )
( وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا
هامش
( 1 ) - سوره انبياء ، آيه 73 .