تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
مىكنيد و برايشان احترامى قائل نيستيد ، هرگز من دربارهء آنها نمىگويم كه خدا خيرى به آنان نداده ، چون ملاك در احراز خير واقعى ، داشتن كرامت و حرمت ، ظاهر افراد نيست ، بلكه ملاك ، باطن آنهاست و تنها كسى كه علم به باطن و خفاياى دلها دارد خداى متعال است ، پس من و شما حق نداريم به محروميّت آنان از خير و سعادت حكم كنيم و اگر من چنين حكمى بدهم و بدون دليل دربارهء باطن آنها داورى كنم ، سخنى به گزاف گفته‌ام و من نبايد بدون دليل خير را بر كسانى كه ممكن است استحقاق و شايستگى آن را داشته باشند تحريم كنم ، زيرا چنين حكمى ظلم است و من هرگز خود را در زمرهء ستمكاران قرار نمىدهم . در سورهء انعام نيز پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم چنين جوابى را به كفّار قريش مىدهند و مىفرمايند ،
( لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ )
« 1 » . ( 32 )
( قالُوا يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ )
: ( گفتند : اى نوح مدتهاى زيادى است كه با ما مجادله مىكنى و اين گفتگو را از حد گذراندى ، اگر راست مىگويى آنچه را كه همواره به ما وعده مىدهى برسان و كار را يكسره كن ) ، اين آيه حكايت قول كفّار قوم نوح عليه السّلام است كه چون از پاسخ منطقى و ارائه حجّت عاجز شدند ، براى تعجيز و تمسخر گفتند : هر چقدر مجادله كردى كافيست اگر راست مىگويى و قدرت دارى ، آن عذابى را كه ما را از آن بيم مىدهى ، برسان و كار را يكسره كن ، چون با اين گفتگوها راه به جايى نمىبرى و ما از اين مجادلات خسته شديم و بدان كه هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد و اميدى به اطاعت و حرف شنوى از جانب ما نداشته باش و اگر در ادعايّت صادقى آن عذابى را كه به ما وعده مىدهى برسان .
هامش
( 1 ) - سوره انعام ، آيه 50 ، ( من به شما نمىگويم خزائن خدا نزد من است و نمىگويم علم غيب دارم و نمىگويم كه فرشته‌ام ) .