( 35 )
( أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرامِي وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ )
:
( بلكه مىگويند تو به خدا افتراء بستهاى ، بگو اگر به خدا افترا زده باشم ، كيفرش به عهدهء من است و من از جرمهايى كه شما مرتكب مىشويد ، مبرّى هستم ) ، ( جرم ) يعنى اكتساب مكروه و يا معصيت ، اين آيه در صدد آنست كه بگويد اگر اين كفّار دعوت تو را نمىپذيرند به جهت اين نيست كه تو و پيروانت مال دنيا نداريد ، يا از طبقات بالاى جامعه نيستيد و فلان صفت را نداريد ، بلكه بهانهء آنها اين است كه اينها اصولا باور ندارند كه دعوت تو از جانب خداست و مىپندارند كه تو در ادعّاى نبوّت به خداوند افترا زدهاى و اين گفتگوها عينا مانند گفتگو و احتجاجات كفّار قريش به عليه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىباشد كه جريان آن در سورهء انعام بازگو شد و لذا بيان اين آيات تعريض و كنايهاى بر عليه مشركين مكّه نيز هست ، به هر صورت خداوند به حضرت نوح عليه السّلام تعليم مىدهد كه در جواب كفّار بگويد : به فرض كه من در ادعاى نبوّتم به خدا افترا زدهام ، گناه اين معصيت به گردن من است ، امّا شما كه حجتّهاى عقلى را كه هرگز كذب و دروغ در آنها راه ندارد ، ردّ كرديد و هدايت را نپذيرفتيد و بر جرم و گناه و فسق خود ادامه داديد ، مسلّما مجرم هستيد .
( 36 )
( وَ أُوحِيَ إِلى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ )
: ( و به نوح وحى رسيد كه مطمئن باش كه از قوم تو جز همانهايى كه قبلا ايمان آورده بودند ، كس ديگرى ايمان نخواهد آورد ، پس دربارهء آنچه آنها مىكنند ناراحت نباش ) ، ( ابتئاس ) به معناى قبول اندوه توأم با ذلّت و خضوع است ، و در اين آيه خداوند مىخواهد نوح عليه السّلام را از ايمان آوردن كفّار قومش به طور كلّى مأيوس و نااميد كند و به او تفهيم نمايد كه بعد از اينهمه حجج آشكار ديگر نبايد منتظر ايمان آوردن آنها باشد و نفس خود را براى دعوت آنها به تعب بيافكند ، چون حجّت بر آنها تمام شده و اگر شايستگى ايمان آوردن را داشتند با اين همه دلايل آشكار ، بايد دعوت او را به گوش دل مىشنيدند و اطاعت مىكردند و لذا آنحضرت نبايد بيش از اين دربارهء آنها