كه هدايت بدست خداست و او تنها وظيفه ابلاغ و انذار را به عهده دارد .
( 13 )
( أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ )
: ( يا آنها مىگويند ، قرآن را به دروغ به خدا نسبت مىدهى ، بگو ، اگر چنين است ، شما هم اگر راست مىگوييد به كمك هر كسى كه مىتوانيد ، ده سوره مثل قرآن را بسازيد و به خدا نسبت دهيد ) ، طبق نظر صاحب الميزان ( ام ) متصّله بوده و معناى آن ( يا ) است ، يعنى اين جمله در معناى استفهام بوده و تقدير آن چنين است ، كه : آيا بهانهء كفّار اين است كه تو بعضى از آنچه به تو وحى شده را از بيم اعتراض كفّار ترك كردهاى ، مبادا كه بعد از شنيدن آن درخواست معجزه كنند ؟ و يا از ترس اينكه خود كفّار شك كنند در اينكه قرآن وحى باشد و اظهار دارند كه تو قرآن را به دروغ به ما نسبت دادهاى ، چون واقعا بعيد است كه كلام خدا را به گوش آنان رسانده باشى و آنها به آن ايمان نياورند ، پس عدم ايمانشان به يكى از دو دليل فوق است .
امّا به نظر بعضى ديگر از مفسران « 1 » ، و نظر مصطفى شاكر ، كلمه ( ام ) در اينجا منقطعه و به معناى ( بلكه ) است كه در اين صورت تقدير كلام اين است كه : نه ، بهانهء اين كفّار اين مسائل نيست ، بلكه اينها اصلا مىگويند ، قرآن كلام خدا نيست و تو به ناحق آن را به خدا نسبت مىدهى .
به هر صورت به نحو تحدّى و مبارزه طلبى آشكار به پيامبر خود دستور مىدهد كه بگويد : اگر قرآن را افترا مىدانيد ، شما هم اين افتراء را ببنديد ، و اگر مىتوانيد از هر كس هم كه مىخواهيد كمك بگيريد و ده سوره مثل قرآن بياوريد ، يعنى اگر به تنهايى
هامش
( 1 ) - من جمله ، تفسير مجمع البيان ، جلد سوّم ، جزء 11 صفحه 123 .
تفسير روح المعانى جلد 12 صفحه 20
تفسير كشّاف جلد دوّم ، صفحه 383