تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
ناسپاس است ) ، ( ذوق ) يعنى چشيدن و هدف از به كار بردن اين كلمه در خصوص لذّات دنيوى آنست كه بفهماند لذات مادّى دنيا مانند طعم غذاها ناپايدار است و به سرعت از بين مىرود و كلمهء ( نزع ) يعنى كندن و از جاى درآوردن ، و در اين آيه ( رحمت ) به جاى ( نعمت ) به كار رفته ، چون هر نعمتى كه خداوند به انسان عطا كند مصداقى از رحمت اوست . به هر جهت مىفرمايد ، وضع و طبيعت انسان چنين است كه هرگاه خداوند از روى رحمت ، نعمتى به او ارزانى مىكند و بعد از مدّتى آن را از وى مىگيرد ، دچار يأس و نوميدى مىگردد و بازگشت آن نعمت را ناممكن مىبيند ، و آنگاه به ناسپاسى و كفران نعمت دچار مىشود و به جاى آنكه خدا را مالك آن نعمت و صاحب اختيار اعطاء يا بازستاندن آن بداند ، خود را در موضع طلبكارى قرار مىدهد و آن نعمت را ملك خود مىپندارد و به همين جهت با سلب آن نعمت اظهار ناسپاسى مىكند . ( 10 )
( وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ )
: ( و اگر بعد از بلا و مصيبتى كه به وى رسيده به او نعمتى بچشانيم ، هر آينه مىگويد : بديها از من دور شد ، بدرستى كه انسان بسيار شادمان و مغرور است ) ، ( نعماء ) يعنى نعمتى كه اثر آن بر صاحبش آشكار باشد و ( ضرّاء ) يعنى بلاء و مضرّتى كه گوياى حال پريشان صاحبش باشد و ( فرح ) يعنى سرور و شادمانى و ( فخر ) يعنى غرور و تكبّر و ( سيئات ) در اينجا يعنى پيشامدهاى بد . به هر جهت مىفرمايد ، طبيعت انسان اينچنين است كه اگر خداوند او را بعد از گرفتارى و مصيبت به نعمت و فراخى برساند ، آنگاه مىگويد : گرفتاريهاى من بر طرف شد و خاطرش آسوده گشته و مىپندارد ديگر هرگز آن مصائب و بلايا باز نخواهد گشت و ديگر گرفتار نمىشود و آن نعمت را دائمى و لا يزال تصوّر مىكند و به همين جهت هم شادمان شده و به ديگران فخر مىفروشد و اگر او خداوند را مالك و صاحب اختيار آن