و لوازم مسكن بودن را دارد و آن مسكن نواحى بيت المقدّس و شام بود كه خداوند بنى اسرائيل را در آنجا سكنى داد و آن را سرزمين مبارك نام نهاد و از انواع نعمتها و ارزاق ، روزى ايشان نمود ، ولى ايشان بجاى آنكه شكر بجا بياورند ، حتّى بعد از آنكه به حقيقت امر علم پيدا كردند از روى ستم و تجاوز اختلاف كردند ، و جمعيّت واحدشان را به تفرقه مبدّل نمودند و كفّران نعمات الهى را كردند و همهء اين اعمال را هم عالما و عامدا انجام دادند ، و به جهت اين اعمال عاقبت وخيمى در انتظار آنهاست و خداوند در روز قيامت به طور حتم در بين آنان دربارهء آنچه دربارهاش اختلاف كردند ، حكم خواهد كرد .
[ آيهء ( 109 - 94 ) دستور استشهاد از اهل كتاب و ماجراى قوم يونس عليه السّلام و نفى ايمان اضطرارى ، ذكر استوارى پيامبرى در راه توحيد و نفى طريقهء مشركين ]
( 94 )
( فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ )
: ( اگر دربارهء آنچه بر تو نازل كردهايم ، ترديد دارى ، از اهل كتاب كه كتابهاى آسمانى را قبل از تو مىخواندند ، سئوال كن ، به تحقيق كه حق از ناحيهء پروردگارت بر تو نازل شده ، پس هرگز از افراد شكاكّ و دو دل مباش ) خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : اگر تو درباره معارف مبدأ و معاد و سنّت جارى الهى دربارهء سرنوشت امتّها كه بر تو نازل شده ترديد دارى ، از اهل كتاب كه به خوبى كتب آسمانى را مىشناسند ، بپرس ، سوگند مىخورم كه آنچه از ناحيهء پروردگارت بر تو نازل شده حق است و با حجّتهاى آشكار عقول را وادار به تسليم و پذيرش مىنمايد ، لذا از گروه افراد متردّد و شكاكّ نباش ، امّا اين آيه شريفه لازمهاش اين نيست كه العياذ باللّه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نسبت به حقايق قرآن ، دچار ترديد شده باشد ، بلكه اين روش سخن گفتن در عرف شايع است كه براى اثبات مطلبى به مخاطب ، ابتدا استدلال مىنمايند و آنگاه در مقام تفاهم مىگويند : اگر در اين خصوص شكّى دارى از ديگران هم سئوال نما و گر نه مسلّما هيچ ريب و شكى در قلب پيامبر وجود نداشته و خداوند تنها به منظور حجّت آوردن براى اهل كتاب به پيامبر چنين فرمانى را داده است .