خدايا ، تو به فرعون و اطرافيانش در برابر كفر و طغيانشان ، كيفر بدى دادى و آن كيفر اين است كه به آنان زينت و اموالى در زندگى دنيا عطا كردهاى كه با همان وسايل از ياد تو غفلت كردهاند و هدايت نيافتهاند ، پروردگارا بر همين خشمى كه بر آنان گرفتهاى ادامه بده و اموال آنان را بسوى فنا و زوال و پوسيدگى بران و قلبهايشان را سخت كن تا اينكه هرگز حق را نپذيرند و گنجايش پذيرش ايمان را نداشته باشند تا برسند به آن جايگاهى كه ديگر ايمان سودى به حالشان ندارد و آن زمانيست كه عذاب الهى را ببينند و اين دعا بعد از آن بود كه آنحضرت بطور كلى از ايمان آوردن آنها مأيوس شد و به يقين دانست كه از زنده بودنشان انتظارى جز گمراهى و گمراه نمودن ديگران نمىرود و اين دعا نظير دعائيست كه نوح عليه السّلام عليه قومش نمود
( رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً )
« 1 » ، پروردگارا از كافران كسى را بر روى زمين باقى نگذار ، چون اگر آنها را باقى بگذارى ، بندگانت را گمراه مىكنند و از نسلشان هم جز كافر و فاجر هيچ انسانى پديد نمىآيد ) .
( 89 )
( قالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما فَاسْتَقِيما وَ لا تَتَّبِعانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ )
:
( خداوند فرمود : نفرين شما مستجاب شد ، پس شما در امر دعوت خود استوار باشيد و از راه كسانى كه علم ندارند پيروى نكنيد ) ، چون در آيه قبلى فقط موسى دعا كرده بود ، امّا در اين آيه خطاب به موسى و هارون مىباشد ، معلوم مىشود كه حضرت موسى عليه السّلام دعا نموده و هارون نيز آميّن گفته است و از آنجا كه آميّن هم دعاست ، پس هر دوى آنان دعا كردهاند ، به هر جهت خداوند دعاى آنان را مستجاب فرمود و فرمان داد كه بر طريقهء خويش پايدار باشند و استقامت بورزند و از گروه جاهلان پيروى نكنند و مراد از جاهلان گروهى از بنى اسرائيل هستند كه پيرو هواهاى نفسانى خويش بودند و از
هامش
( 1 ) - سوره نوح ، آيه 27 .