تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
و ظهور آن را نمىپسندند ، امّا كراهت آنها باعث تعطيل مشيّت الهى نمىشود و از طرف ديگر مىخواهد بيان كند كه علّت كراهت آنها از حق ، مجرم بودن آنهاست . ( 83 )
( فَما آمَنَ لِمُوسى إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ )
: ( پس جز گروهى از فرزندان قوم او ، به موسى ايمان نياورند ، آن هم با ترس از اينكه فرعون و درباريانش آنان را گرفتار سازند ، چون براستى فرعون در آن سرزمين سلطه و برترى داشت و براستى از اسرافكاران بود ) ، از زمينه گفتار و سياق برمىآيد كه ضمير در ( قومه ) به موسى عليه السّلام برمىگردد ، يعنى جز عدّه‌اى از افراد ضعيف و طبقه ناتوان بنى اسرائيل ( قوم موسى ) كسى به موسى عليه السّلام ايمان نياورد ، زيرا مستكبران و اقويا به هر وسيله‌اى متوسّل مىشوند ، تا موقعيّت اجتماعى خود را حفظ كنند و به همين دليل با دادن مال و تظاهر به خدمتگزارى و وانمود كردن به اينكه خيرخواه حكومتند ، از هر عملى كه خوشايند دستگاه حكومت نباشد دورى مىكنند ، اگر چه مفسرّان ضمير در ( قومه ) را به فرعون ارجاع داده‌اند ، امّا قرينهء آيهء بعدى آن را نفى مىكند ، در ادامه مىفرمايد ، همين عدّه اندك نيز با حالت ترس و بيم ايمان آورده بودند ، چون آنها هم از فرعون ترس داشتند و هم از اشراف قوم خود ، زيرا اشراف ، آنها را از ايمان آوردن منع مىكردند ، يا به جهت آنكه خودشان ايمان نداشتند و يا به جهت آنكه در مقابل فرعونيان تظاهر كنند كه دوستدار آنان هستند تا به اين وسيله آنها را از خود ، خشنود سازند و لذا ضعفاى مؤمن بنى اسرائيل مىترسيدند كه فرعون و اعوان و انصارش آنها را آزار و اذيّت و شكنجه نمايند و واقعا هم در اين ترس محقّ بودند ، چون فرعون در آن زمان در سرزمين آنها علوّ و برترى مطلق داشت و ابدا رعايت عدالت را نمىنمود ، بلكه ظلم و ستمگرى را از حدّ گذرانده و براى ظلم و شكنجه ايشان حدّ و مرزى نمىشناخت .