پروردگار چنان است كه هيچ ذرّه كوچك و بزرگى در عالم نيست جز آنكه خداوند از آن آگاه است و آن امر در كتاب مبين مضبوط مىباشد و هيچ چيز از آن كتاب زايل نمىشود و اين كتاب مبين چنانچه در تفسير آيه 59 سوره انعام گفتيم ، همان كتاب تكوين و آفرينش مىباشد .
( 62 )
( أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ )
: ( بدانيد كه اولياء خدا هيچ ترس و اندوهى بر آنان نيست ) ، به كار بردن لفظ ( الا ) براى هشدار و آگاه نمودن به كار مىرود ، خداى سبحان در اين آيه و دو آيهء بعدش اولياء خود را معرفى نموده و آثار ولايت آنان و خصائص ايشان را بيان مىكند .
كلمهء ( ولايت ) در اصل به معناى بر طرف شدن واسطه ميان دو چيز است ، ولى از باب استعاره در معناى نزديكى چيزى به چيز ديگر نيز استعمال مىشود ، حال چه نزديكى از جهت مكان يا نسب يا مقام و منزلت و چه از جهت دوستى و صداقت و غير اينها باشد ، پس مراد از ولايت بين خدا و بندهء مؤمنش آنست كه خداوند آنچنان متصّل به آن بنده و مرتبط با او و متولّى امور اوست كه هيچ كس غير او چنين ارتباطى با آن بنده ندارد و مراد از ( اولياء اللّه ) كسانى هستند كه خداوند را ولّى خود گرفتهاند و خداوند ولّى مؤمنان است ، به جهت ايمانشان و مراد از ايمان مرتبه عاليهء آن است ، و مرتبهء نازله و ابتدائى ايمان ، اسلام آوردن و اقرار زبانى و شهادتين و تسليم ظاهرى است ، مرتبه دوّمى كه بدنبال مرتبه اوّل ايجاد مىشود لازمهاش اقرار و اعتراف قلبى نسبت به مضمون شهادتين به طور اجمالى مىباشد و به همينگونه اسلام و درجات ايمان فرد بالاتر مىرود ، ( چون هر چه تسليم فرد در برابر خداوند بيشتر شود ، درجهء ايمان او بالاتر مىرود ) ، تا آنجا كه در تمام امور خود را تسليم خداوند مىنمايد و در اثر پايبندى به لوازم اين مرتبه به بالاترين درجات ايمان مىرسد و بندهء مؤمن به حقيقت معناى الوهيّت تسليم پروردگارش مىشود و موقعيّت واقعى خود را به عنوان ( بنده ) درك مىكند و معبود را مىشناسد ، اينجاست كه ديگر نه خشمى از او سر مىزند و نه اعتراضى ، در