مشروبات و البسهاى كه انسانها از آن استفاده مىكنند همه و همه از ناحيهء خزائن الهى نازل مىشوند ، و انسانها بعضى از آنها را حرام نموده و بعضى را حلال نمودند ، اى پيامبر بگو آيا خداوند به شما اجازهء چنين تقسيمى داده كه رزق خدا را تقسيم به حلال و حرام نماييد ، يا خودتان از نزد خود اين احكام را جعل كرده و به خدا نسبت دروغ مىدهيد ؟ بديهى است كه مشركان افترا زدهاند ، امّا خداوند به نحوى لطيف و كنايهوار آنان را مذمّت مىنمايد و صريحا مطلب را به آنان نمىفرمايد .
مشركان از نزد خود آداب و سنن و عادات قومى را ايجاد نمودهاند كه از نزد خدا هيچ دليلى بر مشروعيّت آنها نازل نشده ، امّا آنها براى مصالح و هواى نفسشان اين احكام را قرار داده و آن را به خدا نسبت دادهاند .
و خداى متعالى خالق خلق است و كمال خلقت در آنست كه خداوند مخلوقات خود را به كليه قوا و وسايلى كه آنها را به غايت و هدف خلقتشان مىرساند ، مجهّز سازد ،
( رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى )
« 1 » ، ( پروردگار ما كسى است كه پس از خلقت هر موجودى ، او را هدايت نمود ) ، و هيچ موجودى نمىتواند به كمال مطلوبش برسد ، مگر از طريق صفات و اعمالى كه خودش بايد بدست بياورد ، پس واجب است كه دين ( قوانين جارى در صفات و اعمال اكتسابى ) كاملا با نظام خلقت و فطرت منطبق باشد .
و از آنجا كه انسان مجهز به جهاز تغذيه و زناشويى مىباشد ، لذا حكم فطرت او اين است كه غذا خورده و ازدواج كند ، لذا در اسلام رهبانيّت وجود ندارد ، چون معارض با فطرت است .
و جعل احكام مختص به خداى سبحان است و اوست كه حلال و حرام را تشريع مىنمايد .
هامش
( 1 ) - سوره طه ، آيه 50 .