ايمان مىباشد .
( 58 )
( قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ )
: ( اى پيامبر ، بگو به فضل و رحمت خدا شادمانى نمايند كه فضل و رحمت خدا از هر آنچه گرد مىآورند ، بهتر است ) ، ( فضل ) يعنى زيادت و اگر در اين آيه فيوضاتى را كه خداوند نسبت به بندگانش افاضه نموده ، فضل خواند ، براى اين جهت است كه خداى تعالى بى نياز است ، نه احتياج دارد كه چيزى را به خلق افاضه كند و نه به خلقى كه مورد افاضهء او هستند ، نيازمند مىباشد و لذا هم ايجاد خلق و هم افاضه به آنان هر دو فضلى از جانب اوست و بعيد هم نيست كه مراد از فضل ، رحمت و عطيّه عام الهى و مراد از ( رحمت ) خصوص افاضاتى باشد كه نسبت به مؤمنين دارد و آنها را به سعادت دنيا و آخرت مىرساند و مسلما خير دنيا و آخرت و سعادت ابدى امريست كه سزاوارتر است به اينكه از داشتن آن شادمان باشند ، تا اين اموال ناچيز دنيوى كه چيزى جز فتنه و وسيلهء آزمايش نيست و چه بسا انسانها را به هلاكت و شقاوت برساند .
( 59 )
( قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ )
: ( بگو به من خبر دهيد ، آيا رزقى كه خدا براى شما نازل فرموده و شما بعضى از آن را حلال و بعضى را حرام كرديد ، خدا به شما اجازه داده بود و يا به خدا افترا مىزنيد ؟ ) ، رزق آدمى اگر چه از زمين پديد مىآيد ، امّا خداوند مىفرمايد : آن را نازل كرديم و اين مطلب اشاره به آنست كه تمامى اشياء محدود كه در اختيار بشر قرار گرفته ، خزائن نامحدود آن در نزد خداى تعالى است و از آن خزائن به مقدارى كه خداوند مقدّر نموده ، در عالم طبيعت نازل مىشود ،
( وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ )
« 1 » ، پس كليّه اسباب بقاء نوع بشر ، شامل مأكولات و
هامش
( 1 ) - سورهء حجر ، آيه 21 .