تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
نمىپسنديد و مرا نيز با اعمال باطل شما كارى نيست . بنابر اين طريقهء حق آن است كه رسول و داعى به سوى حق ، مردم را به حق دعوت كند ، اگر قبول كردند كه مطلوب حاصل است ، اگر نپذيرفتند ، از آنان بيزارى بجويد تا آنها او را وادار به پذيرش امور باطل خود ننمايند . ( 42 )
( وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ )
: ( و بعضى از آنان به سخنان تو گوش فرا مىدهند ، امّا آيا تو مىتوانى كلام حق را به گوش كسانى كه گوش دلشان بسته است و تعقّل نمىكنند ، برسانى ؟ ) ، استفهام انكاريست مىفرمايد : مگر مىتوان سخن حق را به گوش كسانى كه قدرت شنوايى ندارند ، رساند ؟ و جملهء
( لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ )
قرينه بر اين مطلب است كه مراد از ( كرى ) ناشنوائى ظاهرى نيست ، بلكه ناشنوايى قلب است ، پس معناى آيه چنين است كه بعضى از اين افراد سخن تو را گوش مىدهند ، امّا گوش دلشان بسته و نمىشنوند و تو چگونه مىتوانى سخنت را به گوش مردمى كه تعقل درستى ندارند و در مقابل حق ناشنوا هستند ، برسانى ؟ ( 43 )
( وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ لَوْ كانُوا لا يُبْصِرُونَ )
: ( و بعضى از ايشان به تو نگاه مىكنند ، ولى آيا تو مىتوانى افراد كورى را كه ديدهء بصيرت ندارند هدايت كنى ؟ ) ، اين آيه هم نيز نظير آيه قبلى ، استفهام انكاريست مىخواهد بفرمايد افرادى كه قلبشان را به روى حقيقت بسته باشند و ديده بصيرت نيز ندارند و خلاصه خودشان به جهت اعمال و مظالمى كه مرتكب شده‌اند باعث اين ضلالت و كورى گشته‌اند ، هرگز تو قادر نخواهى بود كه آنها را هدايت كنى و اين افراد اگر چه ظاهرا چشم دارند و تو را مىبينند ، امّا در باطن چشم دلشان نابيناست و ديدهء حق بين ندارند و لذا هدايت پذير نيستند . ( 44 )
( إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ )
: ( خداوند ابدا به