مىخواهند بدانند اين قضاى الهى چه زمانى تحقّق مىپذيرد و عذاب دنيوى ، چه وقت آنها را در بر مىگيرد ؟
( 49 )
( قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ )
: ( اى پيامبر بگو ، من براى خودم مالك هيچ نفع و ضررى نيستم ، جز آنچه خدا بخواهد ، براى هر امتّى سرآمد معينّى است تا زمانيكه اجلشان فرا برسد ، آنگاه نه مىتوانند آن را تأخير بياندازند نه مىتوانند آن را جلو بياندازند ) ، مشركان در آيه قبلى به منظور تعجيز و استهزاء نسبت به پيامبر گفتند : اگر راست مىگويى اين قضاى الهى چه موقع به انجام مىرسد ؟ خداوند به پيامبرش تعليم مىدهد كه در جواب آنها بگويد ، امر بدست خداست و او از جانب خودش مالك هيچ نفع و ضررى براى خودش هم نيست چه رسد به غير ، فلذا ايشان فقط رسول و مبلّغ پيام الهيست و اختيار عذاب بدست او نيست ، پس اين ادعّاى آنها ، ناشى از جهل است .
و آنگاه در پاسخ آنها به صورت اجمالى وقوع عذاب و حتميّت آن را خبر داده است ، چون وقوع عذاب از امور غيبيست كه علم آنها تنها در نزد خداست ، امّا حتميّت وقوع آن مصداقى از حقيقت و نواميس كلّى جارى در عالم وجود مىباشد كه با اشاره به اين مطلب گرهى كه منشاء سئوال مشركان بوده گشوده مىشود و شبههء آنها دفع مىگردد و اين قانون كلّى آنست كه در عالم وجود براى هر امتّى سرآمد و مهلت معيّن قرار داده شده و خواه ناخواه به آن اجل خواهند رسيد و هنگام وقوع آن ، نه از آنها تخطّى مىكند و نه در وقوع آن خطائى صورت مىگيرد و زمان آن نيز لحظهاى مقدّم و مؤخّر نمىگردد .
لذا براى هر امتّى حيات اجتماعى وراى حيات فردى آن وجود دارد و نيز براى آنان بهرهاى از سعادت و شقاوت و تكليف و رشد و عدم آن و ثواب و عقاب خواهد بود كه خداى تعالى آن را براى ايشان مقرّر فرموده و امّتهاى منقرض شدهء گذشته چه آنها كه ايمان آوردند و چه آنها كه مكذّب و كافر بودهاند ، بر درستى اين مطلب شهادت