قرآن را بياوريد ، و تحّدى ، متعرض به سورهء خاصّى نيست ، چون آنها كلّ قرآن را متهّم نموده بودند و كلمهء قرآن هم بر جزءجزء قرآن صادق است و هم بر كلّ آن و آنگاه مىفرمايد : در اين راه مىتوانيد از تمامى خلائق ، تا جايى كه مىتوانيد ، كمك بگيريد ، در اين مقام توجه به دو نكته مهّم است ، اوّلا ) : تحّدى مختصّ به سورهء معيّنى نيست و ثانيا ) : تحدّى تنها در جهت فصاحت و بلاغت قرآن نيست ، بلكه ناظر به همه خصوصيّات قرآن و صفات كماليه و فضائلى است كه قرآن دارد ، مثل احكام و شرايع عبادى و قوانين اجتماعى و سياسى و قضايى و همچنين اخبار غيبيّه قرآن ، و ثالثا ) : تحدّى قرآن مربوط به افراد خاصّ و زمان معيّن نيست ، بلكه متوجّه تمامى افراد بشر در تمام طول تاريخ مىباشد .
همچنانكه در جاى ديگر مىفرمايد : اگر جنّ و انس مجتمع شوند تا مانند اين قرآن را بياورند نخواهند توانست ، اگر چه همه آنها يكديگر را معاضدت نمايند .
( قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً )
« 1 » .
( 39 )
( بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ )
: ( بلكه تكذيب نمودند ، چون به معارف و علوم آن احاطه ندارند و هنوز به تأويل آن برخورد نكردهاند ، امتّهاى قبل از ايشان نيز همينگونه تكذيب مىكردهاند ، پس بنگر كه نهايت كار ستمگران چگونه بود ) ، مىفرمايد : علّت ايمان نياوردن آنها اين نبود كه تشخيص داده باشند كه قرآن از ناحيهء غير خداست ، بلكه به دليل آنست كه در قرآن معارف حقيقى و علوم واقعى وجود دارد كه فهم آنان گنجايش درك آن معارف را ندارد و تأويل و شرح آن معارف هم هنوز به گوش آنها نخورده و اين مطلب اشاره به روز قيامت دارد ، چون آن روز است كه همهء كفّار تأويل
هامش
( 1 ) - سوره اسراء ، آيه 88 .