مىپرسد : آيا شما در ميان شركائى كه براى خدا گرفتهايد ، معبودى را سراغ داريد كه شما را بسوى حق راهنمايى و دلالت كند ؟ مسلّما مشركان جوابشان منفى خواهد بود ، چون شركاى آنها چه از بتها و جمادات باشند و چه فرشتگان و ارباب انواع و اجنّه و طاغوتهائى چون نمرود و فرعون و امثال آنها ، هيچيك اصولا خودشان بر حقّ نيستند كه بخواهند ديگران را به حق راهنمايى كنند و هيچيك براى خودشان هم مالك هيچ نفع و ضرر و مرگ و حيات و نشورى نيستند ، لذا خداى متعال به پيامبرش دستورى مىدهد كه در جواب بگويد : فقط خداست كه هر مخلوقى را بسوى مقاصد وجوديش هدايت مىكند و اوست كه موجودات را آفريده و تمام نموده و اندازهگيرى كرده و هدايت مىفرمايد ،
( الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى )
« 1 » .
و اوست كه انسان را به سوى سعادت ابدى هدايت نموده و رسولانى فرستاده و كتابهايى نازل فرموده و شرايعى تشريع كرده تا انسانها به اذن او به سوى حق هدايت شوند و قبلا گفتيم كه عقيده و عمل و سخن حق ، آن عقيده و گفتار و كردارى است كه با سنّت جارى در عالم وجود كه فعل خداست مطابقت داشته باشد ، لذا حقّ نيز به مشيّت و ارادهء او ، حقّ است .
و آنگاه مىپرسد ، آيا كسى كه بسوى حق هدايت مىكند سزاوارتر است براى پيروى شدن يا آنكسى كه خودش هم هدايت نشده ؟ و قضاوت كنيد كه آيا پيروى از خداى متعال كه شما را به سوى حق دلالت مىكند شايستهتر است يا پيروى از اين معبودها و شركاء خيالى كه نه خودشان راه يافتهاند و نه قدرت بر هدايت كسى را دارند ؟ ! و مسلّم است كه پيروى از آنكه هدايت مىنمايد ارجح است از آنكه خودش هم به هدايت محتاج است ، امّا مشركان به عكس داورى مىكنند و لذا آيه با لحن ملامت و توبيخ مىفرمايد : شما را چه شده و چگونه حكم مىكنيد ؟ !
هامش
( 1 ) - سوره اعلى ، آيه 2 و 3 .