و اگر در آيه شريفه فرمود : ( كداميك سزاوارتر است ؟ ) با اينكه اصولا پرستش شركاء سزاوار نيست و فقط پرستش خداوند شايسته است ، جهتش اين بود كه مقام ، مقام احتجاج است و هدف آنست كه غيرت و عصبيّت خصم تحريك نشود ، بلكه با زبان برهان و منطق تسليم حق گردد .
( 36 )
( وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ )
: ( و بيشترشان جز از پندار و گمان پيروى نمىكنند ، بدرستى كه گمان و پندار به هيچ وجه كسى را از حق بىنياز نمىكند ، همانا خدا به آنچه مىنمايند داناست ) ، مىفرمايد : اكثر اين كفّار ، دليل يقينى بر عقايد خود ندارند و فقط بر اساس پندار و گمان عمل مىكنند ، ولى پيشوايان كفر نه تنها به درستى عقايد خودشان ظنّ ندارند ، بلكه به نادرستى آنها و حقانيّت دين حق يقين دارند ، ولى به جهت هواهاى نفسانى و حبّ رياست و بغى و دشمنيهايى كه ميانشان هست ، دست از حق برداشته و مردم را به سوى باطل دعوت مىكنند ، پس پيروان ظنّ و گمان ، همان اكثريت مردمند كه با تقليد كوركورانه از پدرانشان و حسن ظنّ نسبت به آنها ، راه آنان را دنبال كردهاند .
با آنكه ظنّ و گمان ابدا كاشف از حقّ نيست و انسان را به يقين نمىرساند و خداوند به آنچه اين مردم مىكنند ، آگاه است و مىداند كه اينها جز ظنّ و گمان دليلى ندارند .
[ آيهء ( 45 - 37 ) نفى افترا از ساحت قرآن و اشاره به وحدت همهء اديان الهى و تحدى قرآن كريم ]
( 37 )
( وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ )
: ( و اين قرآن به گونهاى نيست كه بتوان آن را به غير خدا منتسب نمود ، بلكه مصدّق كتابهاى آسمانى قبل از خود و جدا سازنده و تفصيل دهندهء كتب آسمانى است و بدون هيچ ترديدى از ناحيهء پروردگار جهانيان است ) « 1 » ، در اين آيه خداوند نفى استعداد و شأنيّت افتراء بودن قرآن را نموده
هامش
( 1 ) - اين سوره از نظر نزول سوره 51 قرآن است كه در آن براى اوّلين بار عبارت ( لا