همان اقرار به ذلّت بندگى و مولويّت حق متعال است .
و ( سلام ) يعنى سلامت خواهى از آفات ظاهرى و باطنى كه از اسماء خداى متعال مىباشد ، چون خداى سبحان عين خير است و هيچ شرّى در او نيست و بهشت هم ( دار السلام ) است به همين جهت كه در آن هيچ ضرر و شرّى وجود ندارد .
پس خداوند هم به نحو تكوينى ، در فطرت بشر او را مايل به سعادت ابدى و بهشت قرار داده است و هم تشريعا با نزول كتب آسمانى و ارسال پيامبران بشر را به سوى سعادت جاويد و بهشت سرمدى دعوت نموده و هر كس را هم كه مشيتّش تعلّق بگيرد ، بسوى صراط مستقيم هدايت مىنمايد و صراط مستقيم هم چنانچه سابقا توضيح داده شد ، همان فطرت مستقيمى است كه خداوند بشر را بر اساس آن آفريده و نيز راه كسانيست كه خداوند به آنها نعمت بخشيده ، يعنى انبياء و شهداء و صديقين ( براى توضيح بيشتر به تفسير سورهء حمد مراجعه شود ) .
[ آيهء ( 36 - 26 ) ذكر پاداش نيكوكاران و كيفر بدكاران و نفى عبادت مشركان ، توضيح رازق بودن خدا و معناى ( حيات ) و احتياجهاى گوناگون بر توحيد و بيان اينكه هدايت شأن انبياء و ائمه است ]
( 26 )
( لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ )
: ( براى كسانى كه نيكى كنند همان نيكى با زيادتى مىباشد و چهرههايشان گرد فقر و ذلّت نمىگيرد ، آنان اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود ) ، ( حسنى ) مؤنث ( احسن ) است و مراد از آن پاداش نيكوست و منظور از ( زيادة ) زيادت استحقاقى مىباشد ، پس كسانى كه عمل نيك انجام دهند ، هم در برابر عملشان پاداش معادل دريافت مىكنند و هم خداوند از فضل خود پاداشى افزونتر به ايشان مىدهد و از فضل خود آن جزا را ده برابر مىكند ، همچنانكه در جاى ديگر فرمود :
( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها )
« 1 » ، و يا بگوئيم ، هم در دنيا پاداش مىگيرند و هم در آخرت آنچنان پاداشى مىگيرند كه در تصوّر بشر نمىگنجد و نيز مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سوره انعام ، آيه 160 .