بازگشتتان بسوى ماست و آنگاه شما را نسبت به آنچه انجام مىدادهايد ، خبر مىدهيم ) ، در ادامهء خطاب به رسول گرامى خود مىفرمايد : زمانيكه آنها را از آنان ورطهء هلاكت و شدّت نجات داديم ، مجددا دست به تعدّى و ستمگرى به ناحق مىزنند و آنگاه مجددا التفاتى از غيبت به خطاب به كار مىرود و مردم مورد خطاب قرار مىگيرند تا توجّهشان جلب شده و بدانند كه خداوند از اعمالشان غافل نيست و خطاب به آنان مىفرمايد : اى مردم من به شما از رگ گردن نزديكترم و هر عملى كه به عنوان طغيان و مكر انجام مىدهيد ، با تقدير و مشيّت ما انجام مىشود ، با اين حال چگونه مىتوانيد بر ما طغيان كنيد ؟ بلكه اين طغيان و ستم شما حقيقتا عليه خودتان است ، چون شما را از ما دور مىكند و آثار سوء آن در نامهء اعمالتان نوشته مىشود ، به همين جهت بغى و ستم شما نتيجهاش متوجّه خود شما مىگردد و شما كه مرتكب اين ستمها مىشويد انگيزهاش رسيدن به تمتعات اندك دنيوى است و بدانيد كه اين دنيا چند روزى بيشتر نيست و در آخر بسوى ما باز مىگرديد و آنوقت حقايق اعمالتان را برايتان آشكار مىكنيم .
( 24 )
( إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ )
: ( بدرستى كه مثل زندگى دنيا ، مانند آبى است كه آن را از آسمان مىفرستيم و گياه زمين با آن آميخته مىشود ، گياهى كه مردم و چهارپايان آن را مىخورند ، همين كه زمين به سرسبزى و خرمّى گراييد و آراسته شد و مردم آن سرزمين پنداشتند كه آنها خودشان بر آن سرزمين قادر و مسلط هستند ، ناگهان امر ما شبانه يا در روز به آن سرزمين مىرسد و آن محصول را آنچنان درو مىكند كه گويا اصلا ديروز چيزى نبوده است ، اينچنين آيات را براى گروهى كه تفكر مىكند تفصيل مىدهيم ) ، چون در آيهء قبل اشارهاى به متاع زندگى دنيا نموده بود ، در اين آيه حقيقت اين حيات