تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
دنيوى را به صورت مثالى براى اشخاص اهل تفكر و عبرت بيان مىنمايد . مىفرمايد : اين نعمتهاى پستى كه نفسهاى ضعيف به آن راضى و دلخوش مىگردند درست مانند آبى است كه به صورت باران از جانب پروردگار نازل مىشود و زمين را سرسبز مىكند و مردم و حيوانات از آن گياهان تناول مىكنند و زمانى كه زمين به نهايت درجهء سرسبزى و زينت و آراستگى خود برسد ، مردم گمان مىكنند كه خودشان اين زمين را آباد كرده‌اند و بر آن قادر و مسلّط مىباشند ، امّا ناگهان خداوند عذابى را نازل مىكند كه آن زمين را خشك و لم يزرع مىسازد ، گويا اصلا سر سبزى به خود نديده است ، اين نوعى استعارهء تمثيلى است ، يعنى كلّ زندگى دنيا و نعمات آن همينگونه است و خداوند به لطف خود اين نعمات و بهره‌ها را چند روزى در اختيار بشر قرار داده و هر زمان كه اراده فرمايد ، آنها را نابود خواهد كرد و انسان به هيچ وجه در بهره‌بردارى از آنها استقلالى ندارد و لذا بهره زندگى دنيوى جز متاع غرور و وسيلهء سرگرمى و فريفته شدن نيست و انسان نبايد زندگى جاويد آخرت را با متاع اندك دنيا معاوضه كند ، لكن اين مطالب را تنها افراد اهل تعمّق و تفكر در مىيابند . ( 25 )
( وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ )
: ( و خداوند بندگانش را بسوى دار امنيّت و سلامت دعوت مىكند و هر كس را كه بخواهد به صراط مستقيم هدايت مىنمايد ) ، ( دعا ) يعنى دعوت و معطوف كردن توجّه و نظر شخصى به سوى امرى و در مورد خداى متعال دعا كردن ، هم دعوت نمودن تكوينى است كه همان خلقت و ايجاد چيزيست كه خداوند اراده كرده است ، و هم به معناى دعوت كردن تشريعى مىباشد ، و آن عبارتست از اينكه خداوند به زبان آياتش و با ارسال پيامبرانش مردم را تكليف نموده ، به آنچه كه از ايشان مىخواهد . امّا دعاى بنده عبارتست از اينكه بنده با خواندن پروردگارش رحمت و عنايت خدا را به سوى خود جلب كند و خود را در مقام عبوديت محض قرار دهد و حقيقت دعا