تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
اهل حقّ بود ، ليكن حكم الهى بر اين قرار گرفته كه به انسانها مهلتى معيّن داده شود و خداوند در عذاب كردن آنها عجله نمىكند . ( 20 )
( وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ )
: ( و مىگويند ، چرا معجزهء ديگرى از جانب پروردگارش بر او نازل نمىشود ، بگو غيب براى خداست ، پس شما منتظر باشيد من هم با شما در انتظارم ) ، مشركان به جهت تحقير و كوچك شمردن قرآن كريم ، باز هم به مظالم قولى و عملى خود ادامه داده ، مىگويند : چرا غير از اين قرآن معجزه‌اى از جانب پروردگارش بر اين پيامبر نازل نمىشود ؟ و خداوند به پيامبر خود تعليم مىدهد كه در جواب آنان بفرمايد : كه منحصرا علم غيب و نزول آيات بدست خداست و لذا اختيار آيات و معجزات بدست من نيست تا به ميل خود آن را نازل كنم و به همين دليل بايد از ناحيهء خدا منتظر آيتى كه حق را از باطل جدا كند باشيد ، من نيز با شما از منتظران خواهم بود ، اين آيه دلالت مىكند كه رسولخدا منتظر رسيدن آيتى غير قرآن بوده است كه جدا كنندهء حق از باطل باشد و بين آنحضرت و امتش داورى كند ، و در آيه 46 همين سورهء ، وعده‌اى صريح به فرستادن آن آيت داده شده است ،
( وَ إِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ . . . )
« 1 » ، چه ما در حال حيات تو بعضى از عذابى را كه به آنها وعده داده‌اى به تو نشان دهيم و چه قبل از آن تو را به سوى خود ببريم ، در هر حال بازگشت اين مشركين به سوى ماست ) ، پس هر امتّى حيات اجتماعى وراى حيات فردى افرادش دارد و امّتهايى كه از روش بندگى عدول نمايند خداوند چون مقتدرى غالب آنها را مؤاخذه نموده و هلاك مىكند و به جاى آنان قومى غير ايشان را قرار مىدهد . و اصولا هر امتّى اجلى دارد كه چون فرا برسد نه مقدّم شود و نه تأخير افتد ،
( لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ )
« 2 » .
هامش
( 1 ) - سوره يونس ، آيه 46 . ( 2 ) - سوره اعراف ، آيه 34 .