شكّى ندارم و به همين جهت هم از عذاب آن روز بيمناكم ، چون عذابى عظيم است و در اين كلام انذار و تهديدى بزرگ براى كافران وجود دارد ، يعنى من كه پيامبر خدايم از عذاب پروردگارم در روز قيامت مىهراسم ، پس جا دارد كه شما كافران از عذاب آن روز بيمناك بوده و دست از اين اعمال كفرآميز برداريد تا از عذاب قيامت ايمن گرديد .
( 16 )
( قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ )
: ( اى پيامبر ، بگو : اگر خدا مىخواست من اين قرآن را بر شما تلاوت نمىكردم و شما را نسبت به آن آگاه نمىنمودم ، با اينكه من سالها قبل از نزول قرآن در بين شما زندگى مىكردم ، آيا تعقّل نمىكنيد ؟ ) ، مىفرمايد : مشيّت و ارادهء خدا چنين تعلّق گرفته كه من اكنون اين آيات را بر شما تلاوت كنم و مضامين بلند آن را به شما تفهيم نمايم و لذا امر قرآن بدست من نيست تا قرآنى غير از اين براى شما بياورم ، يا آن را تغيير دهم ، به شهادت اينكه قبل از نزول وحى من سالها در بين شما زندگى مىكردم و هيچ سخنى راجع به قرآن از زبان من نشنيديد و اگر امر بدست من بود قبلا هم همين حرفها را براى شما مىگفتم ، لذا معلوم مىشود كه قرآن از ناحيه خدا نازل شده و امر آن بدست من نيست و من وظيفهاى جز ابلاغ و پيام رسانى ندارم ، پس چرا در اين باره تفكّر نمىكنيد و اين سخنان بىمغز را مىگوييد و از من درخواست تغيير و تبديل قرآن را مىنماييد ؟ !
( 17 )
( فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ )
: ( پس چه كسى ستمكارتر از آنست كه به خدا نسبت دروغ دهد يا آيات او را تكذيب نمايد ، بدرستى كه او گناهكاران را رستگار نمىكند ) ، اين جمله استفهامى انكارى است كه معنايش اين است كه احدى ستمكارتر و مجرمتر از اين دو گروه نيست :
اوّل ) : كسى كه به خدا افترا بزند و بگويد به من وحى مىشود و حال آنكه وحيى به او نمىرسد و دوّم ) : گروهى كه آيات خدا را تكذيب كنند و آنها را دروغ بشمارند ، چون