همچنانكه سابق هم گفتيم هر چه مورد ظلم عظيمتر باشد و شخصى كه مورد ستم واقع شده مقام والاترى داشته باشد قهرا مرتكب آن ظلم ، گناهش بيشتر بوده و ظالمترين ظالمان خواهد بود ، و مسلّما كسى كه به خدا افترا بزند و آيات او را تكذيب كند ، چون خداوند ساحتش والاترين ساحتهاست ، پس ظلم اين شخص آشكارتر بوده و او ظالمترين افراد است ، يعنى پيامبر در تكميل احتجاج عليه مشركين مىفرمايد : من نمىتوانم قرآن ديگرى بياورم ، زيرا اگر چنين كنم به خدا افترا زدهام و اگر هم قرآن را تغيير دهم و آن را مطابق هواهاى نفسانى شما تبديل نمايم ، در اين صورت آيات خدا را تكذيب كردهام و اين اعمال هر دو از شنيعترين ظلمهاست كه من هرگز مرتكب نمىشوم ، چون خداوند افراد مكذّب و مجرم را رستگار نمىكند و آنها را به سعادت مورد نظر و هدفشان نمىرساند .
( 18 )
( وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ )
: ( و غير خدا چيزى را مىپرستند كه نه ضررى برايشان دارد و نه نفعى به ايشان مىرساند و مىگويند اينها واسطهها و شفيعان ما در نزد خدا هستند ، بگو آيا شما مىخواهيد به خدا از چيزى خبر دهيد كه در آسمانها و زمين از وجود آن بىخبر است ؟ ! ، منزّه و برتر است خداوند از آنچه اينها شرك مىورزند ) ، در اين آيه روى سخن با مشركان است و شايد شامل بعضى از اهل كتاب هم كه عقايد باطله دارند بشود ، مىفرمايد : عبادت فقط براى جلب منفعت يا دفع ضرر محققّ مىشود و اين افراد بتپرست چيزهايى را مىپرستند كه نه قدرت جلب منفعت و نه دفع ضرر از آنان را دارند و لذا عمل آنها باعث تعجّب است و براى توجيه عمل خود مىگويند اين بتها واسطهء ما در درگاه رب الارباب و وسيلهء تقرّب به خالق هستى مىباشند و حال اينكه اين معبودها اصلا صاحب شعور و اراده نيستند كه بتوانند در نزد خدا شفاعت كنند .
و در ادامه مىفرمايد : خداوند عالم مطلق هيچ اطلاعى از وجود چنين ارباب و