لذا ايمان و عقايد حقّه ، انسان را به مقام قرب هدايت مىكند و هدايت در حقيقت وسايل و مدارجى دارد كه نهايتا به خداى متعال منتهى مىشود و مىفرمايد : آنها در بهشتهاى غرق نعمات جاودان قرار مىگيرند و نهرها در زير پايشان جاريست و نعمت به معناى حقيقيش همان ولايت الهى است كه بالاترين نعمتهاست .
( 10 )
( دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ )
: ( تنها صحبت آنها در آنجا اين است كه مىگويند : منزهّى تو اى خداى ما و تحيّت و درود آنها در آن بهشتها سلام است و آخرين گفتارشان اين است كه ستايش فقط مخصوص پروردگار جهانيان است ) ، اولياء خدا كه در جنّات نعيم مستقر شدهاند ، خداوند با كرامت خود قلبهايشان را از هر شريكى براى خدا ، پاكيزه كرده و در دل آنها هيچ محبّتى غير از محبّت خداى سبحان نيست ، لذا گفتارشان هم تسبيح و منزّه دانستن خدا از هر امرى است كه شايستهء ساحت كبريائيش نيست ، يعنى خدا را از هر شريكى در اسم يا معنى و از هر نقص يا عدمى منزّه مىدانند ، و تسبيح آنها ، هم زبانى و هم عملى و قلبى است و تسبيح اگر كمتر از اين و در مرحلهاى پايينتر باشد ، در آن شائبهء شرك وجود دارد ، همچنانكه فرمود :
( وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ )
« 1 » ، ( بيشتر مردم به خدا ايمان نمىآورند ، مگر آنكه در عين حال مشركند ) ، و چون اولياء خدا دلهايشان مالامال از خير و سلامتى است ، لذا درود آنها به يكديگر نيز با سلام است و سلام در دنيا علامت امنيّت نسبى از جانب يكديگر است ، امّا در آخرت نشانه امنيّت مطلق مىباشد و آنان با احدى به غير سلام و خير مواجه نمىشوند جز آنكه طرف مقابل خير و سلام را مبدّل به شرّ و ضرر سازد كه در اين صورت اولياء خدا نيز با شرّ با او برخورد مىكنند و خير و سلامى براى او نخواهد بود ، و نيز اولياء اللّه چون
هامش
( 1 ) - سوره يوسف ، آيه 106 .