عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ )
« 1 » ، هرگز نعمتى را كه به قومى بخشيده سلب نكرده و تغيير نمىدهد تا زمانيكه آنها خودشان را تغيير دهند .
( 116 )
( إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ )
: ( بدرستى كه ملك آسمانها و زمين تنها از آن خداست كه زنده مىكند و مىميراند و براى شما غير از خدا هيچ دوست و ياورى نيست ) ، آيه در مقام تعليل حكم سابق يعنى نهى از دوستى و استغفار براى مشركان مىباشد و مىفرمايد : اين نهى بدليل آنست كه خدا مالك همه هستى بوده و همه چيز بدست اوست و او پروردگار يگانهاى است كه به مقتضاى الوهيتش مىميراند و زنده مىكند ( اين دو صفت از مهمترين خصوصيّات الوهيّت مىباشند ) ، و لذا تدبير همهء امور هستى با دست اوست و اينكه گفتيم از دشمنان خدا بيزارى بجوئيد به دليل آنست كه جز خداى سبحان براى شما ولّى و ياور حقيقى نيست و نبايد به غير خدا ولّى و ياورى بجوئيد ، تفاوتى هم نمىكند كه غير خدا ، افراد كافر ، مشرك يا منافق و يا از اهل بدعت و گمراهى و يا كافران نسبت به آيات الهى و يا اصرار كنندگان بر بعضى از گناهان كبيره مثل رشوهخوارى و محاربه با خدا و رسول و غير ايشان باشند ، به هر صورت كسى كه تحت ولايت پروردگار وارد مىشود بايد از بند مال و جان و پيوستگى نسبى رها شده و تنها تسليم پروردگار يكتايى باشد كه تدبير همهء امور با دست اوست .
( 117 )
( لَقَدْ تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي ساعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ ما كادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ )
: ( به تحقيق خدا بسوى پيامبر و مهاجرين و انصار كه در روز سختى از پيامبر
هامش
( 1 ) - سوره انفال ، آيه 53 .