تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ )
: ( و استغفار ابراهيم براى پدرش ، جز به اقتضاى وعده‌اى كه به وى داده بود ، نبود و زمانى كه برايش آشكار شد كه او دشمن خداست ، از وى بيزارى جست ، همانا ابراهيم خدا ترس و بردبار بود ) ، مىفرمايد : ابراهيم هم اگر براى پدر مشركش طلب آمرزش كرد به جهت آن بود كه در آغاز مىپنداشت كه او دشمن خدا و معاند نيست ، لذا از روى عاطفه پدر و فرزندى براى پدرش طلب استغفار مىنمود ، امّا زمانى كه برايش قطعى و مسلّم گشت كه او دشمن خداست و بر شرك و گمراهى خود اصرار دارد و از ايمان به خدا تكبّر مىورزد ، آنگاه از پليدى شرك ، نفس خود را مبرّا نموده و از پدرش بيزارى جست و از آنجا كه ابراهيم خدا ترس بود و بسيار به درگاه خدا ناله مىنمود ، لذا به پدرش وعده نيكى و آمرزش مىداد و به جهت آنكه شخصى بردبار بود ، در برابر جفاى پدر تحمّل به خرج داده و باز هم برايش طلب خير و نيكى مىنمود « 1 » . ( 115 )
( وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ )
: ( چنين نبوده كه خداوند قومى را بعد از هدايت نمودنشان گمراه كند ، مگر آنكه چيزهايى را كه بايد از آنها بپرهيزند برايشان بيان نمايد ، همانا خداوند به هر چيز داناست ) ، اين آيه تهديدى براى مؤمنان است كه اگر تقوى نداشته و از اعمالى كه خداوند بيان كرده پرهيز ننمايند ، خداوند آنها را بعد از آنكه هدايت يافته‌اند ، گمراه مىسازد و در مورد بحث ، نهى از دوستى با كفّار و استغفار براى آنان مطرح مىباشد ، چون مشركان دشمنان خدا هستند و لذا ولايت آنان و آمرزش طلبى براى آنها جايز نيست و خداوند به همه چيز دانا و عالم است و لذا به مفاد آيهء
( ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها
هامش
( 1 ) - البته مراد از پدر ابراهيم عليه السّلام آزر عموى اوست ، چون مطابق حكم عقل و روايت معتبر تمام اجداد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم موحّد بوده‌اند . ( مترجم )