من با دشمنى كارزار نخواهيد كرد ، بدرستى كه شما نخست ، به كنار نشستن راضى شديد ، پس با واماندگان كنار بنشينيد ) ، سياق اين آيه مىرساند كه ماجرا مربوط به زمانى است كه پيامبر بعد از جنگ تبوك ، قصد مراجعت به مدينه را داشتند ، مىفرمايد : اگر خداوند تو را به مدينه نزد گروهى از اين افراد بازگرداند و اينها نزدت آمدند تا براى جهاد و خروج از تو اجازه بگيرند ، به آنان بگو ، شما شرف حضور در جهاد را از دست داديد و بار اوّل كه براى غزوهء تبوك به جهاد فرا خوانده شديد ، تخلّف نموديد ، لذا از اين به بعد هم هرگز با من به قصد جهاد خارج نمىشويد و در كنار من با دشمنى مواجه نخواهيد شد ، چون خداوند افتخار و شرف نصرت و يارى دين خود را به هر كسى عطا نمىكند و لذا همراه متخلفّان و نشستگان از جهاد مثل زنان و كودكان و بيماران بمانيد ، شايد هم مراد از ( خالفين ) كسانى باشند كه بدون عذر از حضور در جهاد تخلّف نمودهاند و بعضى از مفسّران هم ( خالفين ) را اهل فساد دانستهاند « 1 » .
( 84 )
( وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ )
: ( و هرگز بر هيچيك از آنان كه مرده است ، نماز مگذار و در كنار قبر او نايست ، بدرستى كه آنها به خدا و رسولش كفر مىورزيدهاند و با حالت فسق از دنيا رفتهاند ) ، در اين آيه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را از اينكه بر جنازهء منافقان نماز بخواند و براى آنها دعا كند ، نهى نموده و در مقام تعليل فرموده است كه اينها به خدا و رسول كفر ورزيدهاند و با فسق خود از روش بندگى عدول كرده و با همان حالت هم از دنيا رفتهاند ، لذا دليلى براى گراميداشت آنها وجود ندارد و اصولا نماز خواندن و استغفار هيچ سودى براى آنها ندارد و عملى لغو و بىفايده است .
از اين آيه استفاده مىشود كه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بر جنازهء مؤمنان نماز مىخوانده و در
هامش
( 1 ) - تفسير المنار ، جلد دهم ، صفحه 571 .