تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
عذابى دردناك تهديد مىنمايد تا كيفر تمسخر و خرده‌گيرى آنان باشد . ( 80 )
( اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ )
: ( براى آنان طلب آمرزش كنى يا نكنى ( تفاوتى ندارد ) اگر برايشان هفتاد بار هم آمرزش بخواهى ، هرگز خدا آنان را نمىآمرزد و اين به جهت آنست كه آنان به خدا و رسولش كفر ورزيدند و خداوند گروه تبهكار را هدايت نمىكند ) مىفرمايد : اى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم استغفار و عدم استغفار تو در بارهء آنان يكسان است و سودى به حال آنان ندارد و حاشا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم عمل لغو و بيهوده‌اى را انجام دهد و با آنكه مىداند آنها آمرزيده نشده و هدايت نمىيابند ، براى آنان طلب استغفار كند . لكن خداوند براى تأكيد مطلب و جهت دلالت بر كثرت مىفرمايد : اگر هفتاد بار هم براى آنها طلب آمرزش كنى ، خدا آنها را نمىآمرزد و استغفار تو هيچ اثرى نخواهد داشت و آنها را به آمرزش نمىرساند ، چون بدليل فساد قلبهايشان ، جايگاه نهايى آنها مقرّر شده است و آنچه مانع از مغفرت آنها مىشود ، كفر آنها نسبت به خدا و رسول است و اين كفر مانع بزرگيست كه هرگز با استغفار ، هر چند از جانب پيامبر باشد ، بر طرف نمىشود و اين افراد چون از روش بندگى عدول كرده‌اند و فاسقند ، لذا هرگز خدا آنها را به مغفرت و سعادت ابدى هدايت نمىكند ، زيرا مغفرت عينا همان هدايت بسوى بهشت خلد است .

[ آيهء ( 96 - 81 ) مقايسه بين مؤمنان و منافقان و نهى پيامبر از نماز گزاردن بر جنازهء منافقان ]

( 81 )
( فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ )
: ( جا ماندگان پس از حركت رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از تخلّف خود خوشحال گشتند و از اينكه با مال و جانشان در راه خدا جهاد كنند كراهت داشتند و به ديگران هم مىگفتند : در اين گرما براى جهاد بيرون نرويد ، بگو آتش جهنّم گرمايش شديدتر است ، اگر
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 236 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر