داشت ) ، اين آيه اشاره دارد به اين مطلب كه منافقان عمل زشتى را مرتكب شدند و كلام زشتى را هم به زبان آوردند و چون رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آنها را مؤاخذه نمود ، به خدا سوگند خوردند كه ما چنين نگفتهايم همچنانكه در آيهء 65 گفتند كه ما مشغول بازى و تفريح بودهايم و عذر بدتر از گناه آوردند و خداى متعال در هر دو مورد آنها را تكذيب كرده و مىفرمايد : اينها همه كلمهء كفر را بر زبان آوردند و هم براستى كافر شدند ، بعد از اينكه به زبان اقرار به مسلمانى كرده بودند ، امّا با اين اعمال و گفتارشان به كلّى كافر شده و از حيطهء اسلام خارج شدند و قصد كشتن رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را نمودند و آنگاه وقتى به آن نايل نشدند در مقام انكار عمل زشتشان گفتند ، ما تفريح و خوض مىكرديم .
آنگاه خداوند در مقام سرزنش آنان مىفرمايد : سبب اين كينهء آنان و گرفتارى به اين نقمت ، اين بود كه خداوند آنها را از فضل خود توانگر نمود و نعمت امنيّت و روزى فراوان نصيبشان كرد و رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ايشان را به زندگى شايستهاى كه در آن درهاى بركات آسمان و زمين گشوده است ، هدايت كرده بود ، ولى آنها نعمت خدا را كفران نموده و آيات الهى را تكذيب كردند ، و اينكه فرمود : ( من فضله ) و نفرمود : ( من فضلهما ) به جهت آنست كه فضل همهاش بدست خداست و در واقع فضل و كرم رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم هم از جانب خداست ، و اگر اينها توبه كنند به آمرزش الهى و بهشت جاويد مىرسند و مسلّما در اين امر ، خير آنهاست .
لذا با همهء اعمال پليدشان باز هم اگر توبه كنند ، خدا آنها را مىآمرزد ، امّا چنانچه روى گردانده و اعراض نمايند ، در دنيا با مجازات و تنبيه توسط پيامبر يا با استدراج و مكر الهى ، معذّب مىشوند و كمترين عذاب دنيوى آنها همين است كه بانفاق خود بر عليه نظام عالم كه بر اساس حق و راستى تنظيم شده ، سير مىكنند و همين سلسله علل عالم نهايتا آنها را مفتضح و رسوا خواهد كرد و همين عذاب آنها را بس است و در آخرت هم كه به عذاب دوزخ مبتلا مىشوند و همچنين ديگر در روى زمين كسى را نخواهند داشت كه سرپرستشان باشد و عذاب را از آنها برگرداند و نيز ياورى نخواهند داشت تا
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: فاطمه مشايخ
ص٢٣٣