و قوم ابراهيم و اهالى مدين و دهكدههاى واژگون شده ، را نشنيدهاند كه پيامبرانشان با معجزات آشكار نزدشان بيامدند ، و چنين نبود كه خدا به آنها ظلم كرده باشد و ليكن آنها خودشان به خويش ستم مىكردند ) ، مىفرمايد : اى رسول ما ، آيا اين منافقين داستانهاى امم گذشته مثل قوم نوح كه خدا آنان را غرق كرد و عاد ، قوم هود كه بوسيله باد صرصر همه را زنده به گور نمود و ثمود ، قوم صالح كه خداوند با زلزله آنها را زير و رو كرد و قوم ابراهيم كه خدا پادشاهشان نمرود را كشت و نعمت را از آنان سلب كرد و قوم شعيب را كه در مدين ساكن بودند و خداوند هلاكشان نمود و دهكدههاى زير و رو شدهء قوم لوط را نشنيدهاند ؟ كه پيامبرانشان چگونه با حجتّهاى آشكار نزد آنها آمدند ولى آنها پيامبران را تكذيب كردند و خدا هم به سبب اعمالشان آنها را هلاك كرد و در اين عمل به آنان ستمى ننمود ، چون حجّت برايشان تمام بود و حق و باطل و هدايت و ضلالت برايشان آشكار شده بود ، ولى آنها با غرق شدن در بهره بردارى از نعمات دنيوى و استهزاء و خوض در آيات الهى و تكذيب پيامبران در واقع خودشان به خود ستم كردند و باعث هلاكت خويش شدند .
( 71 )
( وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ )
: ( مردان و زنان مؤمن اولياء يكديگرند ، امر به معروف كرده و نهى از منكر مىنمايند و نماز را بر پا مىدارند و زكات مىدهند و از خدا و رسولش اطاعت مىكنند ، آنانند كه خداوند به زودى آنها را مورد رحمت خود قرار مىدهد ، بدرستى كه خدا مقتدر و درست كردار است ) ، در اين آيه دقيقا به موازات آيهاى كه در وصف منافقان بيان شد اوصاف مؤمنان را بيان مىكند و مىفرمايد : مؤمنان همه دوستان يكديگرند و على رغم كثرتها و تفاوتهايشان بعضى متولىّ امور بعضى ديگرند و همهء آنها در ايمان به خدا و عقايد حقّه اشتراك دارند و به همين جهت هم به صلاح جامعه خود يكديگر را امر به معروف و نهى از منكر مىكنند و بوسيله برپاداشتن