به آنان وعدهء آمرزش اجمالى و مغفرت داد .
( 26 )
( ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ )
: آنگاه خداوند آرامش خود را بر رسولش و بر مؤمنان فرو فرستاد و لشكريانى را فرستاد كه شما نمىديديد و كسانى را كه كفر ورزيدند عذاب نمود و اين است كيفر كافران ) ، ( سكينة ) يعنى حالت قلبى كه موجب سكون نفس و ثبات قلب مىگردد و از ملازمات ازدياد ايمان و تقواست كه قلب انسان را به پرهيز از محرّمات الهى وا مىدارد .
( هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ )
« 1 » ، ( اوست كه آرامش خود را بر قلبهاى مؤمنان فرو فرستاد تا ايمان آنان را افزون نمايد ) ، امّا اينكه فرمود : سكينه را بر پيامبر و مؤمنان فرستاد ، بايد گفت : حاشا للّه كه رسول گرامى مضطرب و متزلزل شود و لذا سكينه در اينجا همان معناى ازدياد ايمان و تقوى را دارد كه باعث پرهيز از صغائر و كبائر مىگردد .
و منظور از جنودى كه ديده نمىشود ، نزول ملائكهاى است كه براى قوّت قلب مؤمنان در معركهء جنگ فرستاده شده بودند و خداوند بوسيله نزول ملائكه و بوسيلهء مؤمنان ، كافران را عذاب نمود و همين سزاى كافران است ، وعده الهى در آيه بعدى وعدهء قطعى نيست كه به موجب آن حالت خوف و خشيت از دلهاى مؤمنان زدوده شود و همچنين عدم آن نيز قطعيّت ندارد كه به موجب آن حالت رجاء و اميدوارى زايل گردد ، بلكه اين وعده حالت واسطهء بين خوف و رجاء را ايجاد مىكند تا به وسيلهء اين حالت تربيتى ، براى آنان سعادت حقيقى حاصل شود و اين وعدهء توبه و مغفرت و رحمت اجمالى در آيهء بعدى مطرح مىشود .
( 27 )
( ثُمَّ يَتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ )
: ( آنگاه
هامش
( 1 ) - سوره فتح ، آيه 8 .