هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا )
« 1 » .
و اينها در مرحلهء عمل هم محرمّات الهى را حرام نمىشمارند و مراد از رسول در اين آيه ، يا رسول دين خودشان است كه قائل به نبوّت او هستند و يا مراد رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است كه بشارت به نبوت او را در تورات و انجيل خوانده بودند و اين مسأله نهايت بى شرمى آنها را نسبت به پروردگارشان اثبات مىكند و آنگاه مىفرمايد : اينها گرايش به دين حق ندارند ، يعنى پيرو شريعت حقّهاى كه آنها را بسوى حقيقت راهنمايى كند نمىباشند و قائل به دين حق و سنّت و نظام حقّه نمىباشند و اينها همان اهل كتابند ، ولى چون به لباس ايمان مقبول در نزد خدا در نيامدهاند و آنچه را خدا و رسولش حرام كردهاند ، حرام نمىدانند و در ارتكاب مناهى و معاصى پروايى ندارند و بر خلاف فطرت به اشاعهء فساد مىپردازند و به دين حق كه بر اساس فطرت است متديّن نيستند ، لذا همرديف كفّار قلمداد مىشوند و از طرف ديگر اينها از نظر عقيدتى ايمان محكم و صحيحى در امر مبداء و معاد ندارند و عيسى عليه السّلام يا عزير را پسر خدا مىدانند ، و با اين سخنان گفتارشان شبيه كافران است و به همين دليل هم خداوند آنان را با لفظ
( لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ . . . ) *
ياد كرده است تا حكمت مبارزه با آنان آشكار شود و مردم به اين امر تحريك و تشويق گردند ، و مىفرمايد : اين مبارزه را تا زمانى انجام دهيد كه با ذلّت حاضر به دادن جزيه شوند و ( جزيه ) مالياتى است كه از اهل ذمّه ستانده مىشود و در حفظ جان ايشان به گرفتن آن اكتفا مىشود و حكومت اسلامى جزيه را به اين سبب مىگيرد كه هم ذمّه آنان را حفظ كند و هم خونشان را محترم بشمارد و هم به مصرف ادارهء ايشان برساند و منظور از ( صاغرون ) اين است ، آنها با تواضع و ذلّت در برابر سنّت اسلامى و تسليم در برابر حكومت عدل اسلامى جزيه بپردازند ، نه اينكه در برابر مسلمين صف آرايى كنند و آزادانه عقايد خرافى و تمايلات نفسانيشان را رواج دهند ، چون
هامش
( 1 ) - سورهء نساء ، آيه 151 - 150 .