تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
و در آخر مىفرمايد : خداوند گروه فاسق را هدايت نمىكند ، يعنى اين ولايت با كفّار و خروج از امر خدا و رسول ، فسق محبوب مىشود ، لذا اينان از اينكه خدا بوسيلهء اعمالشان هدايتشان كند و توفيق نصرت خود و يارى رسولش را به آنان دهد و بدست ايشان كلمهء دين را ترويج كرده و آثار شرك را محو نمايد ، بسيار دورند ، لذا معلوم مىشود كه منظور از امر مورد انتظار الهى امريست مربوط به يارى دين و اعلاى كلمهء توحيد .

[ آيهء ( 35 - 25 ) آيات مربوط به جنگ حنين ، احكامى درباره اهل كتاب و حكم حرمت كنز و احتكار طلا و نقره ]

( 25 )
( لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ )
: ( به تحقيق خدا شما را در موارد بسيارى يارى كرد و روز حنين كه زيادى نفراتتان شما را به شگفت آورد ، امّا كارى برايتان ننمود و شما را بىنياز نكرد و زمين با همهء گستردگيش بر شما تنگ شد و سرانجام با حال فرار پشت كرديد ) ، ( مواطن ) به معناى مواضع سكنى ، يعنى جاهايى كه انسان در آنها سكونت مىكند ، مىباشد . ( حنين ) اسم بيابانى است ميان مكّه و طائف كه غزوهء معروف حنين در آنجا اتفّاق افتاد و دو قبيله ( هوازن ) و ( ثقيف ) در آنجا با لشكر اسلام مواجه شدند ، و آن روز بسيار بر مسلمانان سخت گذشت ، بطوريكه اوّل شكست خورده و هزيمت نمودند و علّت هم آن بود كه از زيادى نفراتشان مغرور و شادمان شدند و اعتماد به خدا و توكّل به نيرو و قدرت او را از ياد بردند و تنها به تعدادشان تكيه كردند ، امّا اين مسأله آنها را از هيچ چيز بىنياز نكرد و آشكار شد كه سببى كه به آن تكيه كرده بودند يك سبب موهوم و خيالى بود و سودى به حال آنان نداشت و دشمن به آنها احاطه كرده و آنها را محاصره نمود و چنان پا به فرار گذاشتند كه به هيچ چيز غير از فرار توجّه نداشتند و رو به شكست نهادند ، و همه اين مصايب بخاطر اطمينان به كثرت نفرات و اسباب خيالى و انقطاع از مسبب الاسباب بود ، امّا با اين حال در نهايت ، خداى سبحان با سعهء رحمت و منّت عظيمش آنان را نصرت نمود و آرامش را در دلهايشان بيافكند و ملائكه را براى تأييد ايشان فرستاد و