تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
آرى خلقت انسان بر دوستى نعمات بنا نهاده شده و هر انسانى هر چه را دوست مىدارد ، براى آنست كه از آن نفعى مىبرد ، چه به طور مستقيم و چه از طريق نفع رساندن به غير ، و به هر حال انسان دوستدار داشتن و وجدان و دشمن نادارى و فقدان است ، از طرف ديگر خداى متعال زندگى بشر را بر اساس زندگى اجتماعى قرار داده است و اجتماع جز به اين صورت تحقّق نمىيابد كه هر فرد داراى مال و جاه و زينت و جمالى هست كه ديگرى فاقد آنست و اين امر مايهء بروز عداوت و دشمنى در دلها و باعث پديد آمدن بخل در نفوس مىشود ، لذا افراد به جان يكديگر افتاده و در جان و عرض و مال به يكديگر تجاوز مىكنند و اين رويّه مادامى كه افراد اجتماع فقط در فكر بهره‌مندى از امور مادّى باشند ادامه خواهد داشت و نمىتوانند ريشهء اين فساد را بركنند و چون دنيا دار تزاحم است بخششها و انعام دنيوى نمىتواند بطور كلّى عداوت و بغض را از بين ببرد ، اگر چه ممكن است در موارد جزئى ايجاد الفت نمايد ، به علاوه بعضى از مزايا و نعم هست كه قابليت بسط بر همه افراد را ندارد ، بلكه مختص به افراد خاصّى مىباشد ، مثل سلطنت و رياست و وزارت و امثال آن كه اين مزايا بيشتر باعث ايجاد بغض و عداوت در بين افراد مىگردد . پس به تحقيق خداوند بر امّت اسلام منّت نهاده و صفت رذيلهء بخل را از دلهاى آنها زدوده و ميان آنان الفت ايجاد كرد و براى ايجاد چنين امّتى نخست آنان را با معارف الهى آشنا ساخت و به آنان تعليم نمود كه زندگى انسانى يك زندگى جاويد است كه منحصر به اين چند روزهء دنيا نيست و سعادت حقيقى در بهره‌مندى از لذائذ مادّى و چريدن در مرتع پست ماديّات نيست ، بلكه حياتى واقعيست كه به كرامت عبوديّت خداى سبحان و نعمت‌هاى قرب خدا متنعم مىگردد ، كسى كه چنين بينشى نسبت به دنيا داشته باشد در دنيا به آنچه از نعمتهاى مادّى برايش مقدّر شده رضايت داشته و در جهت كسب معيشت حلال تلاش مىكند ، امّا طمع و چشمداشتى به مال ديگران ندارد و
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 170 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر