حكومت ، كليه حقوق براى فرد و جامعه محفوظ مىباشد ، به خلاف حكومتهاى فردى استبدادى كه در آنها امور مطابق تمايلات حاكمه جريان دارد و ايشان به دلخواه بر جان و عرض و مال مردم حكومت مىكنند و بيت المال را به زور تصرف كرده و مردم را بندهء خود نموده و با مؤمنان ستيز كرده و با ستمگران تشكيل حزب مىدهند و به خلاف حكومتهاى اكثريتى و پارلمانى كه در آنها بر طبق خواسته اكثر افراد امور جريان دارد و لذا ( نصف جمعيّت به اضافه يك ) به مراد خود مىرسند و ( نصف جمعيّت منهاى يك ) از خواستهء خويش محروم مىگردند .
امّا حكومت اسلامى ، حكومتى انسانى است كه حقوق تكتك افراد رعايت مىشود و كيست كه حكمش از خدا نيكوتر باشد ؟
( وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً )
« 1 » ، لذا تكليف دفاع از حوزه حكومت اسلامى و سعى براى برپا داشتن آن شامل جميع افراد جامعه مىشود .
و آنگاه در بيان تعليل مطلب سابق مىفرمايد : تجهيز اين قوا و امكانات به جهت آنست كه به وسيله آنها دشمن خدا و دشمن خود را بترسانيد و آنان را بر جاى خود بنشانيد كه هوس منازعه با شما را از سر بيرون كنند و همچنين دشمنانى را كه شما آنها را نمىشناسيد ، ولى خدا آنان را مىشناسد بترسانيد ، مراد از اين گروه منافقين و كفّار ديگرى هستند كه مسلمانان آنان را به دشمنى خويش نمىشناسند و در ادامه براى تكميل بحث توضيح مىدهد كه اگر چه ارهاب دشمن به وسيلهء تدارك قوا ، غرض صحيحى است امّا غرض اصلى از اين عمل آنست كه مسلمانان به قدر توانائيشان بتوانند دشمن را دفع كرده و جامعه خود را از دشمنى كه جان و مال و ناموسشان را تهديد مىكند حفظ نمايند و لذا باعث تحقّق كلمه حق و اثبات دين و بطلان و نابودى كافران گردند .
پس هر چه از قوا و امكانات كه در راه خدا صرف كنند ، در واقع نفع آن عايد
هامش
( 1 ) - سوره مائده ، آيه 50 .