( 62 )
( وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ )
: ( پس اگر خواستند كه با تو مكر نمايند ، همانا خداوند تو را كفايت مىكند ، اوست آنكه تو را با نصرت خود و بوسيلهء مؤمنان تأييد نمود ) ، اين آيه جواب از سئوال مقدرّ است كه حال كه خداوند امر به توكّل نمودن و تمايل يافتن به صلح نمود ، ممكن است تمايل دشمن به صلح از باب خدعه و نيرنگ باشد و دشمن بخواهد به اين وسيله مؤمنان را گمراه كرده تا در موقع مناسب بر آنان شبيخون بزند ، خداى سبحان در جواب مىفرمايد اينكه ما تو را امر به توكّل كرديم ، براى همين بود كه بدانى اگر دشمن بخواهد به اين وسيله به تو نيرنگ بزند ، خداوند نگهدار توست و هر كس به خدا توكلّ نمايد ، خداوند به كار او مىرسد و او را كفايت مىكند ،
( وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ )
« 1 » ، و او همان كسيست كه تو را با نصرت خود و به وسيله مؤمنان تأييد نمود و اين سخن به منزلهء احتجاج و استدلال بر فراز سابق است ، و مىخواهد با ذكر شواهدى حمايت و كفايت خداى تعالى را اثبات كند و آن شواهد عبارتند از نصرت خود و يارى مؤمنين و اينكه ميان دلهاى مؤمنان كه با هم دشمن بودند الفت و مهربانى برقرار نمود .
( 63 )
( وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ )
: ( و ميان دلهاى مؤمنان الفت برقرار نمود كه اگر تو هر آنچه در زمين است همه را خرج مىكردى نمىتوانستى بين دلهاى آنان مهربانى و الفت برقرار كنى ، و ليكن خداوند ميان آنها الفت قرار داد ، همانا خدا مقتدر و شايسته كار است ) ، الفت از ريشهء ( الف ) به معناى اجتماع و التيام است ، مىفرمايد از جمله موارد كفايت خداوند الفت ايجاد كردن بين قلوب مؤمنان بود و حال آنكه پيش از اسلام آنها با هم دشمن و دائما در حال جنگهاى طولانى بودند .
هامش
( 1 ) - سوره طلاق ، آيه 3 .