تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
خودشان مىشود ، لذا اگر غرض حقيقى آنها برپا داشتن دين حق باشد و اغراض ديگر مثل كشورگشايى و دفاع شخصى يا قومى يا طبقاتى را در نظر نداشته باشند ، در اين صورت اگر مال خود را در اين راه صرف كنند به زودى خداوند آن را ، چه به صورت منافع دنيوى و چه اخروى دوباره به آنان و اصل مىكند و اگر جان خود را در اين راه داده باشند ، در راه خدا شهيد شده و در نتيجه به زندگى جاودان در جوار رحمت حق رسيده‌اند ، لذا جهاد باعث احياء جامعه مىشود و احياء جامعه ، موجب احياء تك تك افراد آن جامعه مىگردد ، بنابر اين انفاق در اين راه نفعش در دنيا و آخرت متوجّه شخص انفاق كننده مىشود ، پس به همين جهت خداوند مىفرمايد : شما در اين خصوص مورد ستم واقع نمىشويد ، و آنچه انفاق كرده‌ايد باطل و فانى نمىشود بلكه نفع آن مستقيما در دنيا و آخرت به شما باز مىگردد . ( 61 )
( وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ )
: ( و اگر به صلح متمايل شدند ، تو نيز به سوى آن گرايش نما و بر خدا توكّل كن ، همانا كه او شنواى داناست ) ، خطاب به رسول خود مىفرمايد : اگر دشمن به صلح و روش مسالمت آميز رغبت نمود ، تو نيز به آن متمايل شو و بر خدا توكّل داشته باش و از اينكه امورى پشت پرده باشد كه تو را غافلگير كند و به خاطر نداشتن آمادگى دفاعى نتوانى مقاومت كنى ، نهراس ، چون خداى متعال شنوا و داناست و لذا هيچ امرى او را غافلگير نساخته و هيچ نقشه و توطئه‌اى او را عاجز نمىكند و همو تو را يارى نموده و كفايت مىنمايد . امّا بايد دانست كه معناى توكّل اين نيست كه انسان با اعتماد به خداى تعالى همه اسباب ظاهرى را باطل و هيچكاره بداند ، بلكه معنايش اين است كه اعتماد قطعى و تامّ به اسباب ظاهرى نكند ، چون آنچه از اسباب ظاهرى براى انسان سببيّتش آشكار است نمونه‌اى بيش نيست و چه بسا اسباب ديگرى باشد كه انسان از آنها بىاطلاع است ، لكن انسان با توكّل در واقع متوجّه اين مطلب مىگردد كه سبب تامّ همان ارادهء خداى سبحان است .