( 59 )
( وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ )
: ( و كسانى كه كافر شدند ، هرگز نپندارند كه پيشى گرفتهاند ، براستى آنان نمىتوانند خدا را به عجز آورند ) مىفرمايد : اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، تو مپندار كه كافران با عذر تراشى و خيانت و نقض عهد از ما سبقت گرفتهاند و ما نمىتوانيم به آنان برسيم ، چون اينان نمىتوانند خدا را عاجز كنند ، و حال آنكه قدرت بر همه چيز منحصرا از آن خداست و او قادر مطلق است .
اين تفسير بنا بر قرائت ( تحسبنّ ) مىباشد و گرنه در تفسير مطابق با ( يحسبنّ ) خطاب با كفّار مىباشد .
( 60 )
( وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ )
: ( براى كارزار با آنان هر چه مىتوانيد از نيرو و از اسبان بسته شده آماده كنيد و با آن دشمن خدا و دشمن خود و ديگران از غير ايشان را كه شما آنها را نمىشناسيد و خدا مىشناسد ، بترسانيد و آنچه را كه در راه خدا انفاق كنيد ، خدا آن را به طور كامل به شما مىپردازد و شما مورد ستم واقع نمىشويد ) ، مىفرمايد : نهايت سعى خود را در راه جمع آورى قواى جنگى براى مقابله با دشمنان به كار ببريد ، از آنجا كه افراد جامعه از نظر افكار و طبايع با هم متفاوت هستند و هيچ مجمعى بر اساس سنّتى كه حافظ منافعشان باشد اجتماع نمىكنند ، مگر اينكه اجتماع ديگرى عليه منافعش و مخالف با سنتش تشكيل خواهد يافت و ديرى نمىگذرد كه اين دو اجتماع كارشان به نزاع و مبارزه مىكشد ، پس در اجتماعات بشرى گريزى از وقوع جنگ نيست ، لذا براى يك جامعه صالح آمادگى و تجهيز در برابر دشمنان از واجبات فطرى مىباشد .
و در تعاليم عاليه اسلام كه دين قيّم است و خداى متعال آن را براى بشر فرستاده ، حكومتى را براى بشر اختيار كرده كه بايد نام آن را حكومت انسانى گذاشت ، كه در آن