جنگ بر آنان دست يافتى چنان بر آنان بتاز كه هر كه پشت سر ايشان است به وسيله آنان تار و مار شود ، شايد متذكّر شوند ) ، ( ثقف ) يعنى پيروزى و دست يافتن به سرعت و ( تشريد ) متفرق ساختن با اضطراب است .
مىفرمايد اى رسول ما اگر در ميدان جنگ با اينها تسلط يافتى آنچنان آنها را تار و مار و پراكنده كن و آنچنان عرصه را بر آنان تنگ نما كه نفرات پشت سر ايشان عبرت گرفته و رعب و وحشت بر دلها چيره گشته و در نتيجه پراكنده شوند و اتحادشان بر عليه مسلمانان از بين برود و شايد به اين وسيله نسبت به آثار سوء نقض پيمان و فسادانگيزى در زمين و دشمنى با خدا و رسول تذكّر پيدا كنند و متوجّه شوند كه خداوند گروه تبهكار و فاسق را هدايت نمىكند و نقشههاى خائنان را به مقصد نمىرساند .
( 58 )
( وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ )
:
( و اگر از خيانت قومى بيم داشتى ، پس بطور مساوى عهدشان را بسويشان بيافكن ، همانا خدا خيانتكاران را دوست نمىدارد ) ، ( خيانت ) يعنى شكستن عهد در چيزى كه آدمى را در آن امين دانسته باشند و به طور عام يعنى نقض هر حقّى كه قرار داد شده باشد و ( نبذ ) يعنى القاء و افكندن و ( سواء ) يعنى عدالت و برابرى .
مىفرمايد : اگر علاماتى مبنى بر اينكه امرى خطرناك و واجب الاحتراز در حال وقوع است ظاهر شد و بيم خيانت از جانب قومى داشتى در اين صورت عهد را نزد آنان بيانداز و آن را لغو نما و لغو بودن عهد را به آنان اعلام كن تا شما و ايشان در شكستن پيمان با هم برابر شويد ، يا اينكه تو در عدالت مستوى و استوار شوى ، چون معاملهء به مثل ، خود عين عدالت است .
و آنگاه مىفرمايد : خدا خيانتكاران را دوست ندارد ، يعنى اگر بدون اعلام قبلى مبنى بر الغاء پيمان با آنان قصد جنگ نمايى ، اين امر خيانت محسوب مىشود .