اين كلام دعوتى براى ترك جنگ و فتنه به وسيلهء وعده دادن و تطميع و يا ترساندن و تخويف آنهاست .
چون بلافاصله مىفرمايد : اگر دست برندارند ، و به اعمالى كه از آن نهى شدهاند بازگردند ، در اين صورت سنّت الهى كه در خصوص گنهكاران امم پيشين جريان يافته ، باز هم جارى مىشود ، يعنى همانطور كه گذشتگان آنها را هلاك و منقرض ساخت و كوششهاى آنها را هدر داد ، ايشان نيز دچار همان سرنوشت شده و زيانكار مىگردند .
( 39 )
( وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ )
: ( و با آنان بجنگيد تا زمانيكه كه ديگر فتنهاى نباشد و تمامى دين براى خدا گردد ، پس اگر دست برداشتند ، خداوند به آنچه مىكنند بيناست ) ، در اين آيه تكليف مؤمنان را مشخصّ مىنمايد كه مبادا در امر مهّم اقامه دين و سالم و صالح نمودن محيط كوتاهى و سستى نمايند ، بلكه بايد با كفّار بستيزند ، و آنها را تضعيف نمايند تا به كفرشان مغرور نشوند و اين فتنههايى كه عليه مؤمنان برمىانگيزند خاتمه پذيرد ، تا در نتيجه دين بتمامه از آن خدا باشد و كسى مردم را به خلاف آن دعوت نكند و اين يعنى خروج از تسلطّ بشر ستمكار به حكم خداى عادل و فرار از عبوديّت طاغوتها به سوى عبادت پروردگار آنان ، و اين امر تمام نمىشود جز به وجود جماعتى مؤمن و مرتبط كه تحت امر امامى هدايت شده و رشد يافته قرار دارند كه او مردم را از تاريكيهايى احكام قرار دادى به سوى روشنى احكام و قوانين الهى هدايت مىكند .
و آنگاه مىفرمايد : در اين هنگام اگر كفّار دست از قتال و مخاصمه برداشتند ، خداوند بين ايشان به تناسب حالشان و اعمالشان حكم مىكند ، چون او نسبت به آنها و اعمالشان بينا است .
( 40 )
( وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ )
: ( پس اگر روى گرداندند ، بدانيد كه خداوند مولاى شماست و چه مولا و ياور خوبى ) ، در ادامه