مسلط شوند ، با اين همه شرايط دشوار باز هم مؤمنان بر مشركان پيروز شدند و اين امرى عادى نبود ، بلكه خداوند با مشيّت خاص خود اراده كرده بود تا امر خود را براند و مؤمنين را نصرت نموده و آنها را بر كفّار غلبه بخشد .
و در تعليل مطلب مىفرمايد : اگر خداوند اين امر را جارى نمود و شما را تأييد كرد ، همه به جهت آن بود كه خود دليل روشنى بر حقانيّت حقّ و بطلان باطل باشد تا هر كس هلاك مىشود با داشتن دليل و تشخيص راه از چاه هلاك شده باشد و هر كس هم زنده مىشود با دليل روشن زنده شده باشد ، پس منظور از هلاكت و زنده شدن ، هدايت و ضلالت است و در آخر مىفرمايد : خداوند شنوا و داناست ، يعنى دعا و فرياد كمك خواهى شما را مىشنود و به آنچه در دلهاى شماست آگاه است .
( 43 )
( إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلًا وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ )
: ( هنگامى كه خداوند آنها را در خوابت اندكى به تو نماياند و اگر آنها را بيشتر مىنماياند هر آينه سستى مىنموديد و در امر اختلاف مىكرديد ، ليكن خداوند شما را به سلامت داشت ، همانا او به آنچه در سينههاست آگاه است ) ، ( فشل ) يعنى ضعف توأم با اضطراب و ( تنازع ) يعنى اختلاف و ( تسليم ) يعنى نجات دادن .
مىفرمايد : اى پيامبر ، به ياد آر آن زمانى را كه خداوند دشمنانت را در خوابت در نظرت اندك نمود تا دلهايتان استوار شود و آرامش يابيد و اگر در نظرت آنها را زياد جلوه مىداد و تو مؤمنان را از نفرات آنها خبر مىدادى قطعا از ضعف و تعداد كم خود دچار اضطراب و سستى مىشدند و در امر جنگ دچار اختلاف مىگشتند ، امّا خداوند شما را از اختلاف و سستى نجات داد ، چون او به درون سينهها علم دارد و خوب مىداند كه احوال قلبها چگونه است و براى اطمينان يافتن و استوارى دلها و نيرومند شدن آنها چه چيز شايسته است .