تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
تفهيم كرد كه خوردن از آن درخت باعث جاودانگى و يا ملك شدن آنها مىگردد . ( 21 )
( وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ )
: ( براى آنان قسم خورد كه من براى شما از خير خواهان هستم ) ، ( مقاسمه ) يعنى مبالغه در قسم ، پس ابليس با قسمهاى مؤكدّ و شديد به آدم و حوا گفت : كه من خيرخواه شما هستم و قصد فريب شما را ندارم ، چون ( نصح ) در معنا مقابل ( غش ) است . ( 22 )
( فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ )
: ( پس با فريب آنها را سقوط داد و چون از آن درخت خوردند عورتهايشان در نظرشان نمودار شد و از برگهاى بهشتى به بدنشان چسبانيدند و پروردگارشان ندا داد ، مگر من شما را از اين درخت منع نكردم و به شما نگفتم كه شيطان دشمن آشكار شماست ؟ ) ، ( دلّهما ) يعنى آنها را نزديك كرد و رساند و ( غرور ) به معناى اظهار خير خواهى و نهان داشتن سوء قصدى است كه در دل دارند و ( خصف ) به معناى جمع كردن و منظم نمودن است ، پس وقتى ايشان در اثر وسوسهء شيطان از آن درخت ممنوعه خوردند عورتشان برايشان آشكار شد و لذا برگهاى درختان بهشتى را به هم چسبانده و بر عورات خويش مىنهادند ، در اين هنگام چون از مقام قرب خدا دور شده بودند ، خداوند از ( ندا ) براى خطاب آنها استفاده مىكند ، يعنى از مكانى دور بر آنها بانگ مىزند و به همين جهت هم از لفظ ( تلكما ) براى شجره استفاده مىنمايد كه مخصوص اشاره به دور است و به آنها مىفرمايد : مگر من شما را از اين درخت منع نكردم و نگفتم
هامش
قدرت بر انجام معصيّت و اين همان تفاوتى است كه نوع بشر با ملائكه دارد ، ( و اللّه يعلم ) . ( مترجم )