تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
پس در آن روز همه مالكيتهاى صورى و ظاهرى باطل مىشود و همه اسباب و علل به امر صاحب و خالق آنها منقطع مىشوند ، لذا هيچ چيز در آن روز نمىتواند انسان را از پروردگارش بىنياز سازد و او نسبت به تمام اعمال و افعال و حالات نفسانى انسان از قبيل ايمان و نفاق ، يا توحيد و شرك آگاهى دارد و اين دو جمله تعليل عبارت
( اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ . . . )
مىباشند ، يعنى حالا كه خدا بين قلب انسان و خود او حائل است و انسان سرانجام بسوى خدا باز مىگردد ، پس بايد دعوت خدا و رسول را اجابت نمايد . ( 25 )
( وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ )
: ( و بپرهيزيد از آزمايشى كه چون بيايد فقط مخصوص افراد ستمكار شما نخواهد بود و بدانيد كه خدا شديد العقاب است ) ، در اين آيه مىخواهد همه مؤمنان را از فتنه‌اى كه مخصوص به ستمكاران از ايشان بوده و مربوط به كفّار و مشركان نيست ، بيم دهد و بگويد كه اثر اين فتنه همه را در بر خواهد گرفت ، پس واجب است كه همه با امر به معروف و نهى از منكر به قطع ريشهء آن فتنه بپردازند تا اختلافات داخلى كه وحدت ، آنها را تهديد مىكند و باعث فرقه فرقه شدن آنها مىشود ، از بين برود ، چون در غير اين صورت هر دسته‌اى كه غالب شوند ، زمام امور را بدست مىگيرند و مسّلم است كه اين غلبه ، غلبهء فساد است نه غلبهء كلمهء حق و دين حنيفى كه خداوند همهء مسلمانان را در آن شريك ساخته ، پس فتنه همان اختلاف و تفرقه بين امّت است كه آثار آن گريبانگير همهء مردم مىگردد . اختلاف در مورد امرى كه تمامى امّت حقيقت امر را مىفهمند ، امّا يك گروه از قبول آن سرپيچى نموده و آگاهانه به ظلم و منكر اقدام مىكنند و آن گروه ديگر هم كه
هامش
- شبسترى گويد :( چو ممكن گرد امكان پر فشاند * به جز واجب دگر چيزى نماند ).