آينه روى گردانده و اعراض مىنمودند ) ، در اين آيه علّت گرفتارى آنها را ذكر مىكند و مىفرمايد : اگر به كرى يا لالى مبتلا شدهاند و كلمه حق را نمىشنوند و آن را تصديق نمىكنند ، به جهت آنست كه خداوند در آنها خيرى سراغ نداشته و قطعا اگر خيرى داشتند خداوند از آن با خبر بود و لذا آنها را موفّق به شنيدن و پذيرفتن حق ننمود و اگر هم خدا نعمت شنيدن را به آنها مىداد ، باز هم از آن نعمت بهره نبرده و دعوت حق را نمىشنيدند ، بلكه از آن رويگردان مىشدند ، لذا مراد از ( خير ) در اين آيه حسن باطنى است كه انسان را براى پذيرش حق آماده مىسازد كه اين كفّار فاقد آن هستند .
( 24 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، خدا و رسولش را زمانيكه شما را به سوى آنچه زندهتان مىسازد دعوت مىكنند ، اجابت كنيد و بدانيد كه خدا بين انسان و قلبش حائل مىشود و بدانيد كه به سوى او محشور مىشويد ) ، اين آيه تأكيد دعوت اوّلى است كه در آيه 20 فرمود :
( أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ )
اكنون مؤمنان را فرمان مىدهد كه دعوت خدا و رسول را اجابت كنند و مىفرمايد : حقيقت دعوت خدا و رسول چيزى است كه انسان را از ورطه هلاكت و فنا نجات داده و او را زنده مىسازد ، چه در دنيا و چه در آخرت .
و حيات مرحله نهايى و كمال نعمت است و ماوراء زندگى ، جز عدم و بطلان چيزى نيست و اثر حيات هم شعور و اراده است و هدايت الهى ، انسان را به سوى سعادت و خيرش سوق مىدهد ، همانگونه كه فطرت او نيز بدان تمايل دارد ، لذا خداوند هم با هدايت تكوينى و هم با هدايت تشريعى انسان را بسوى خير و منافع وجوديش دلالت مىكند .
و لذا وقتى كسى گمراه مىشود ، نبايد پنداشت كه فطرت انسانى و هدايت الهى او را به گمراهى كشانده ، بلكه او از فطرتش غافل شده و عقل خود را زير پا گذاشته و از هواى